محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
681
خلاصة الحكمة ( فارسى )
خصوصاً كه كف آن مايل به زردى باشد ؛ زيرا كه كف علامت اضطراب و صفرت آن علامت صعود حرارت به دماغ است . و اگر درين حال رعاف عارض گردد ، دليل قرب موت و هلاكت است ؛ زيرا كه خبر مىدهد بدان كه مادّه در كمال حدّت و احتراق است كه رگها را شكافته از راه بينى برآمده ؛ نه دليل بحران . و بول سفيد در مرطوبين - خصوصاً زنان - ضعيف الخطر است ؛ به اعتبار كثرت رطوبت و بلغم در امزجهء ايشان . فايده : بدان كه اسباب بياض بول همگى ده است : يكى ارتفاع حرارت و صفراء به دماغ و يا ميل آن هر دو به ظاهر جلد و توجه آن به جانبى ديگر غير مجراى بول دوم : بسيارى بلغم . سوم : گدازيه . چهارم : قرحهء مثانه و آلات بول . پنجم : زيادتى رطوبات خام . ششم : بحران امراض بلغمى . هفتم : ضعف كبد و عدم انهضام كيلوس در آن اصلًا . هشتم : سدّه . نهم : سوء مزاج بارد مادى . دهم : حرارت كليه و غلبهء عطش و اخراج ماء مشروب - و اين را ذيابيطس « 1 » نامند - و علامات هر يك بالاجمال ذكر يافت . و اما آن چه به سبب ضعف كبد باشد و عدم انهضام كيلوس در آن ، آن است كه قوام آن غليظ و رنگ آن سفيد مانند كشكاب رقيق باشد . و فرق ميان ضعف كبدى كه باعث حمرت بول و ضعف كبدى كه سبب بياض آن ، آن است كه اگر قوهء هاضمه كبد ضعيف است كه نمىتواند كيلوس منجذبه معده را هضم نمايد بلكه همچنان مندفع گرداند بدون آنها كه مستحيل به كيموس نمايد زيرا كه بدون استحاله سرخ نمىگردد و اگر هاضمهء كبد قوى باشد و كيلوس را طبخ و نضج و مستحيل نمايد به خون اما قوهء مميزهء آن ضعيف باشد ، نتواند كه دمويت را از مائيت بالتّمام جدا نمايد . لهذا بول مخلوط به دمويت و سرخ رنگ خارج گردد ؛ و چنان چه در بول احمر ذكر يافت . نيز ببايد دانست كه فرق ميان بول سفيد از سوء مزاج بارد كبد و يا از سوء مزاج حارّ آن - چنان چه در ذيابيطس « 2 » مىباشد - ظهور و وجود علامات برودت در سو مزاج بارد و
--> ( 1 ) . ب : ذبانيطس . ( 2 ) 2 و 1 . ب : ذبانيطس .