محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
669
خلاصة الحكمة ( فارسى )
اوّلًا و بعد از آن ، بول كدر و يا اسود بى رايحه و يا با اندك رايحهء مختصّه ببرد ؛ مانند حموضت و نيز از علامت جمود است كمودت بول و خضرت آن و بعد از آن سياهى ؛ به سبب موت حرارت غريزى . و علامت آن با « 1 » برودت ، آثار جمود در آن است كه روز به روز قوّت ساقط تر گردد ؛ زيرا كه اين ، قسمى از جمود است . و نيز سياهى بول بر سبيل تنقيه و بحران مىباشد . و امراضى كه بحران آنها به بول اسود مىباشد . بعضى بيمارىهاى سوداوى است ، مانند علل طحال و حميات سوداويه و غيرها كه نفس سوداء در اينها با بول اخراج مىيابد . و بعض بيمارىها كه از احتباس خونى كه معتاد و مقرّر باشد جريان آن ؛ مانند خون طمث و بواسير كه چون بند شوند و جارى نگردند و مجتمع و متراكم و متعفّن گردند و اجزاء لطيفه آنها به تحليل رود و كثيفهء آنها باقى ماند لا محاله غلبه مىنمايد بر آن سواد و طبيعت غلبه نموده و مندفع مىگرداند آن اجزاء كثيفه را به بول و لهذا بول سياه مىگردد . و نيز آن هر دو خون ، فى نفسه خصوص خون بواسير سياه سوداوى مىباشد . و بعضى بيمارىها كه ماده آن غليظ مىباشد هرچند كه سوداوى نيست و لكن در تسويد و تغليظ بول مانند سوداوى است ، چنان چه در اوجاع ظهر و رحم و ورك و غيرها مىباشد ؛ زيرا كه موادّ اينها « 2 » بيشتر غليظ مىباشد و غلظت مادّه مستلزم سياهى رنگ بول است و علامت بحرانى آن كه در اواخر امراض مذكوره واقع مىشود و روز بحران نيز . و از عقب آن ، خفّت در بدن ظاهر مىگردد ؛ به شرطى كه كثير المقدار و غليظ مندفع گردد . و اين ، از علامات بحران محمود جيد است . و ببايد دانست كه در امراض سوداويه : پيش از نضج مادّه ، اكثر بول رقيق و سفيد مىباشد و بعد از نضج مادّه ، سياه و غليظ . و احياناً اگر پيش از انصباب مادّه در امراض سوداويه و بلغميه بول سياه گردد ، ظاهر است كه بحرانى نخواهد بود . و هر گاه بحرانى نباشد و نه به سبب تناول شىء صابغى و نه شرب مدرّى ، البتّه دليل
--> ( 1 ) . ب : يا . ( 2 ) . ب : آنها .