محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
650
خلاصة الحكمة ( فارسى )
پس بايد كه هرگاه حاجت به بول معلوم گردد بلا تمهل و توقف برود و بول نمايد و خود را از خلش آن فارغ گرداند و بعد از بول ، استبراء تام نمايند و مخرج را به آب بشويند تا آن كه باعث جراحت و قذارت و بدبويى بدن و ثوب نگردد . از جمله مضرّتهاى « 1 » تدافع و احتباس بول آن است كه « قرشى » در « شرح » خود نقل نموده كه : بعضى از فقها ، بنا بر اشتغال به مناظره ، تا ديرى حبس بول كرده بودند ؛ از عانه و فخذ آنها بول برآمد و هلاك شدند در همان روز . و شخص ديگر نيز هم چنان « 2 » حبس بول كرده بود ؛ از قطن او بول برآمد از چند جا . و بعد از آن تا مدّتى زنده ماند و هر وقت حاجت به بول مىشد ، ابتداء از قطن او بول برمىآمد بعد از آن از مجراى معتاد . و مؤلّف كتاب نيز شخصى را ديد كه جرب مثانه داشت از مدّتها . اتّفاقاً روزى مسهل گرفته و حاجتى « 3 » داعى گشته در آن روز كه به خانهء حاكم بايد برود و حاضر گردد . دواى حابسى خورده رفت و تا مدت نيم روز در آن جا توقّف رو نمود . بعد [ از ] مراجعت ، عسر بولى او را « 4 » به هم رسيد . و « 5 » چون براى بول رفت ، بول نشد « 6 » مدرّى خورد : از قريب به اربيهء او و « 7 » از جانب پشت نيز دو مجراى جديد به هم رسيده . از آن مجرا بول مندفع گرديد و از مجراى طبيعى كمتر . و « نواصير » نيز به هم رسانيد . و مدّت العمر بدان امراض جديده مبتلا بود و دائم در تزايد بود تا آن كه هلاك گرديد . و مدافعهء بول ، با وجود مضرّتهاى مذكوره ، مغير رنگ بول است ؛ از سه جهت : يكى : آن كه صافى رقيق آن به طريق ترشّح از مسام مندفع مىگردد و غليظ آن باقى مىماند .
--> ( 1 ) . ب : مضرتها . ( 2 ) . ب : ( هم چنان ) حذف شده . ( 3 ) . ب : حاجت . ( 4 ) . ب : او را عسر بولى . ( 5 ) . الف : ( و ) حذف شده . ( 6 ) . ب : بول از مجراى آن رفتن بول نشد . ( 7 ) . الف : ( و ) حذف شده .