محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
633
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و « جالينوس » گفته : گاه مىباشد در ليثرغس نبض مطرقى ؛ به سبب ضعف قوّه و كثرت مادّه و شدّت تمديد آن اغشيه را و صلابت شريان و عجز قوّه از تحريك آن . و « صاحب كامل » « 1 » گفته : گاه مىباشد نبض درين علّت ، عظيم و آن ، در اوايل علّت است كه قوّه قوى و آلت لين - به سبب رطوبت مادّه - و حاجت به سبب عفونت مادّه زياد است . و نبض صاحب سُبات كه عبارت از نوم مفرط است ، مىباشد در اوّل آن عظيم ؛ به جهت آن كه قوّه در آن هنوز قوى است و حرارت زائد و « 2 » وافر و آلت لين . و چون به طول انجاميد زمان آن ، مىگردد صغير ضعيف بطىء متفاوت ؛ به اسبابى كه ذكر يافت . و بسا هست كه واقع فى الوسط مىگردد ؛ به سبب اجتماع ابخره در آن نزد قلب و غفلت طبيعت از دفع آن ؛ پس تحريك آن در غير وقت آن . و نبض صاحب سبات سهرى ، مركّب مىباشد از نبض صاحب سبات و سرسام بارد ؛ به سبب « 3 » تركيب مادّهء آن از صفراء و بلغم . و نبض صاحب صداع حار ، سريع و متواتر [ است ] . و نبض صاحب صداع بارد ، متفاوت و بطىء . و نبض صاحب جنون ، صلب و صغير . و ابتداءً سريع و قوى مىباشد ، پس صلب و صغيرِ ضعيف مىگردد . و نبض عاشق ، نامنتظم مىباشد . و چون معشوق را ببيند و يا نام و يا خبر وصل او را شنود و يا صداى او را ، نبض او عظيم و « 4 » معتدل گردد . و نبض صاحب لقوه ، تمدّدى صلب و استرخاء متفاوت . و نبض مفلوج ، موجى و ضعيف و متفاوت و بطىء مىباشد . و اگر قوّه ضعيف باشد ، نبض نيز ضعيف و نامنتظم . و نبض صاحب صرع بلغمى ، متفاوت و بطىء و سوداوى صلب و صغير .
--> ( 1 ) . على بن عباس اهوازى ، كامل الصناعهء ، مصر ، ج 1 ص 275 . ( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 3 ) . ب : و سبب . ( 4 ) . ب : ( و ) حذف شده .