محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

628

خلاصة الحكمة ( فارسى )

كه حرارت غريزيه ، حركت آن در آن وقت به سوى انقباض و غور به سوى باطن و ينبوع خود مىباشد و همچنين جميع ارواح و قوا ، نه به سوى انبساط و ظهور . و نيز در آن وقت ، طبيعت و نفس متوجّه هضم و نضج غذا و فضول باطنيه مىگردند ؛ مانند شخص مقهور محصور لا محاله . و نيز به سبب احتقان و اجتماع خود در باطن ، مىباشد دم باعث زيادتى و ضعف آن . و همين ، علّت بطء و تفاوت نبض است . و بدان كه اشبه چيزى به نوم ، برودت و سكون است . و فرو رفتن در آب سرد معتدل البرودة ، از آن كم‌تر . و اشبه چيزى به يقظه ، حركت است كه موجب تسخين بدن مىگردد به انبعاث ارواح و قوا و خون به سوى ظاهر . و بعد [ از ] انهضام طعام و مرور زمانى در خواب : عظيم و قوى مىگردد ؛ به سبب رسيدن مدد غذا و تقويت به ارواح و قوا و ساير اعضاء و ترطيب عروق . و آن كه مزاج را به وصول غذا كه خون است و گرم و « 1 » تر است ، زياده مىگردد گرمى رطوبت و نرمى و اين‌ها باعث تقويت و عظم نبض‌اند و ليكن باعث زيادتى سرعت و تواتر نمىگردند ؛ زيرا كه باعث زيادتى حاجت و صلابت آلت نيستند . در آخر خواب : نبض ، معتدل المقدار در عِظَم و قوّت مىگردد و بطىء مىشود ، به اسباب مذكوره و غلبهء رطوبت و انضغاط حرارت و قوه تحت فضول و چون افراط در خواب نمايند نبض ميل به صغر و ضعف و تفاوت و بطوء زياده نمايد به سبب كثرت رطوبت و انغمار حرارت غريزيه و قوا و ارواح تحت آن زياده و عروض ضعف در اين‌ها به مضادّه و چون كسى به خواب رود و معده و عروق آن خالى باشد از غذا نبض او صغير متفاوت بطيء گردد . و بالجملة احكام نبض در خواب مختلف مىباشد و در بيدارى نيز به دستور ، زيرا كه بيدارى كه عقب خواب طبيعى باشد اوّلًا نبض عظيم و سريع مىباشد و بعد از آن به حالت نبض طبيعى خود بازمىگردد و نبض كسى را كه دفعتاً و ناگاه بيدار كنند و يا بترسانند ضعيف مىباشد پس عظيم و سريع و مختلف و مرتعش مىگردد و اگر ترس حقيقى باشد

--> ( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده .