محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

624

خلاصة الحكمة ( فارسى )

امّا تغييرى كه به حسب مقدار ورم به هم رسد : اگر ورم عظيم و كبير باشد ، اعراض آن نيز « 1 » بالتّمام زياده باشد . و اگر صغير باشد ، اعراض آن كم‌تر . و امّا تغير به حسب عضو ، كه : اگر ورم در عضو عصبانى باشد - مانند معده و امعاء قولون و غشاء پهلو و مثانه و امثال اين‌ها - نبض [ هم ] صلب‌تر و منشارىتر باشد . و اگر ورم در عضوى باشد كه شرائين و آورده در آن بسيار باشند ، نبض عظيم و مختلف گردد . و اگر در عضوى باشد كه در آن شرائين در نهايت كثرت باشد - مانند ريه و طحال - نبض در آن اعظم و كثير الاختلاف باشد . و اگر در آن آورده بسيار بود - مانند كبد - عظم و اختلاف نبض چندان نباشد . و امّا تغير به حسب حسّ عضو ، كه : اگر ورم « 2 » در حجاب يا در معده باشد ، نبض [ نيز ] مانند نبض صاحب غشى و تشنّج ، ضعيف بطىء متفاوت باشد ؛ به جهت آن كه طبيعت حجاب مانند طبيعت عصب و معده عصبانى است و بدين سبب ، هر دو حسّاس‌اند در كمال حس و از اوجاع و آلامِ بسيار متأذّى مىگردند . و اگر ورم در ريه باشد ، نبض مانند صاحب خناق گردد ؛ به جهت آن كه در خناق ، وصول هوا به قلب دشوار است ؛ به سبب انضغاط مجراى حلق ، و در ورم ريه نيز ؛ به جهت انضغاط شرائين و قصبهء آن . و اگر ورم در كبد باشد ، نبض صاحب آن مانند نبض صاحب ذبول باشد ؛ مانند آن كه چون كبد متورّم گردد ، كيلوسِ منجذب از معده را نتواند هضم و نضج نمود و غذا حاصل كند كه جزء بدن گردد ، پس لا محاله ذبول عارض گردد به سبب نرسيدن غذا به اعضاء . مقصد پنجم « 3 » : در بيان نبض اوجاع بدان كه تغير نبض به سبب اوجاع ، يا از شدّت وجع آن‌هاست و يا براى بودن آن‌ها « 4 » در عضو شريف رئيس ؛ مانند چشم و دماغ و كبد و امثال اين‌ها و يا به سبب طول مدّت اوجاع :

--> ( 1 ) . ب : ( نيز ) حذف شده . ( 2 ) . ب : اورام . ( 3 ) . ب : ششم . ( 4 ) . الف : آن‌ها است .