محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

622

خلاصة الحكمة ( فارسى )

در غضب و خشم ، نبض [ هم ] عظيم و شاهق و سريع و متواتر مىگردد ؛ به سبب هيجان و انبساط روح و حرارت و قوا و عروض يبوست دفعتاً و ليكن موجب نيست كه مختلف گردد مگر وقتى كه با آن خوف و خجالت مركّب باشد و يا آن كه به تكلّف ، خود را از غضب باز دارد كه در اين هنگام مختلف مىباشد . و در غمّ و حزن ، ضعيف و صغير و متفاوت و يا بطىء مىباشد ؛ به سبب احتقان و غور حرارت و قوا در باطن و ضعف آن‌ها . و « 1 » در فرح و سرور و شادى و لذّت ، عظيم و متفاوت و بطىء مىباشد ؛ به سب تحريك آن‌ها به سوى خارج به رفق و حدّ اعتدال ، نه به حدّى كه در غضب مىباشد . و امّا در غم و حزن ، صغير و ضعيف و متفاوت و بطىء مىباشد ؛ [ به سبب ] غور و احتقان آن‌ها . مقصد چهارم : در بيان نبض اورام بدان كه تغير اورام نبض را دو سبب است : يكى : آن كه ورم در شريان باشد و يا در عضوى كه در آن شريان باشد ، كه درين ، تمام بدن متغير مىگردد . و اين ، از سه حال بيرون نيست : يكى ، آن كه ورم حارّ و عظيم باشد . دوم ، آن كه در عضو شريف باشد و لهذا احداث حمّى نمايد . سوم ، آن كه ورم عظيم نباشد و ليكن شديد الوجع باشد ، كه درين سه وجه همگى ، نبض تمام بدن متغير مىگردد . دوم : آن كه ورم متغير نگرداند مگر نبض عضو متورّم را . و با اين ، ورم بسيار عظيم نباشد و از اعضاء شريفه دور باشد و تب احداث ننمايد و بى « 2 » وجع شديد باشد . و اين نوع ورم ، در عضو متورّم نيز زمانى تغيير « 3 » نبض نمايد كه متّصل به شريان باشد و ضرر آن به شريان مجاور آن سرايت نمايد ؛ زيرا كه اگر ورم به طرفى باشد كه شريان را از آن اذيتى

--> ( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 2 ) . الف : پى . ( 3 ) . ب : تغير .