محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
610
خلاصة الحكمة ( فارسى )
دودى : اين ، در صورت شبيه به موجى است در اختلاف اجزاء « 1 » و شهوق و غور و تقدّم و تأخّر و ليكن صغيرتر از آن است و در عرض و امتلاء از آن كمتر و تموّج اين از آن ضعيفتر ؛ مانند حركت كرم كثير الأرجل . و اين ، دلالت بر كمال ضعف و سقوط قوّت مىنمايد و ليكن نه بالتّمام ؛ زيرا كه هنگام سقوط قوّت بالتّمام ، نبض [ هم ] « نملى » شده [ و ] ساقط مىگردد . و سبب آن ، ضعف قوّه و رطوبت است و ليكن هر دو نه در كمال شدّت . و لهذا اندك اندك و به ديرى و تواتر ، شريان را حركت مىدهد ؛ مانند كرمى كه حركت نمايد . نملى : شبيه به دودى است و ليكن در نهايت ضعف و صغر و تواتر . و سبب آن كمال ضعف و تواتر است و لهذا آن را تشبيه « 2 » به نملى - يعنى به « 3 » حركت مورچه - نمودهاند كه ضعيفترين حركت حيوانات است . و اين ، نزد كمال سقوط قوّت و قرب موت عارض مىگردد . و علّت بطء اين هر دو - يعنى دودى و نملى - ضعف قوّه است . و علّت تواتر اين ، شدّت احتياج است به ترويح ؛ چنان چه ذكر يافت . ذَنَبُ الْفَأر : نبضى را نامند كه از عظم به تدريج به صغر ميل نمايد تا به نهايت صغر رسيده « 4 » و باز عود به عظم نمايد به تدريج تا به مقدار اوّل رسد . و لهذا به جهت مناسبت به « دم موش » كه از محلّ اتّصال آن تا به آخر به تدريج باريك مىباشد ، بلكه شبيه به دو دم موش كه انتهاى هر دو به هم پيوسته باشد . و اگر دفعتاً عود نمايد به سوى عظم و قوى گردد نه به تدريج ، از عظم ميل به صغر و دقّت نمايد ؛ مانند دو دم موشى كه انتهاى يكى به اوّل ديگرى پيوسته باشد و براى اين قسم ، اسمى مخصوص على حده نيست ؛ بلكه اين هر دو قسم را ذنب الفأر داخل تحت « فأرى » نامند و فأرى ، اعمّ است از ذنب الفأر بر « 5 » دو قسم آن .
--> ( 1 ) . الف : اجزاء . ( 2 ) . ب : شبيه . ( 3 ) . ب : ( به ) حذف شده . ( 4 ) . الف : ( و ) حذف شده . ( 5 ) . ب : بهر .