محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
598
خلاصة الحكمة ( فارسى )
يكى ، آن كه تكرار آن بر يك اختلاف باشد ؛ مانند آن كه اگر سريع باشد ، سرعت هر نبضه مانند سرعت نبضه [ اى ] كه مجاور آن و بعد از آن است باشد ؛ يعنى در آن يك اختلاف باشد . دوم ، آن كه براى متكرّر آن دو دورهء متخالفه و يا زياده باشد ؛ مانند آن كه سرعت در هر نبضه كه مجاور آن است و بعد از آن به استمرار رود تا عددى معين پس برگردد سرعت آن به بطء در هر نبضه مانند بطء نبضه [ اى ] كه مجاور آن است و بعد از آن و مستمر رود تا عددى معين ، پس بر گردد و رجوع نمايد به سوى دورهء اوّل تا اين كه « 1 » تمام كند اين نيز عددى معين را ، پس رجوع نمايد به سوى دورهء ثانيه و همچنين . و غير منتظم : مخالف آن است كه حفظ ننمايد دوره را بر يك نسبت ؛ بلكه حركت نمايد رگ حركات مختلفه بر غير ترتيب و منتظم مخالف ، دلالت بر تشابه حال بدن مىنمايد در اسباب حافظهء دوره . و سبب آن ، ضعف سبب اختلاف است . و اين ، هر چند نسبت به « مستوى » ظاهر است كه ردى است و ليكن « 2 » ردائت غير منتظم ، ازين زياده است . و غير منتظم ، دلالت بر ضدّ آن از عدم تشابه حال بدن مىنمايد . و سبب اين ، يا شدّت تناسب اختلاف است و يا كثرت آن . و بدان كه عند التحقيق ؛ اين ، جنس برأسه از اجناس آليهء ادلّهء نبض نيست ؛ بلكه داخل قسم هشتم است ؛ چنان چه « شيخ الرئيس » و « محمّد بن زكرياى رازى » و « ابو سهل مسيحى » « 3 » و « قرشى » و غير ايشان از فحول اطبّا گفتهاند ؛ زيرا كه مراد به « 4 » نظام در اختلاف و غير نظام در آن ، اخصّ از مطلق اختلاف است كه شق هشتم است . و اگر بگيرند آن را قسمى برأسه ، لازم مىآيد كه خاص ، قسيم عام گردد و اين باطل است . و امّا افضل الأطبّاء « جالينوس » و فاضل زمانى « 5 » « ابقراط » و
--> ( 1 ) . الف : آن كه . ( 2 ) . الف : لكن . ( 3 ) . الف : ابو سهيل مسيحى . ( 4 ) . ب : ( به ) حذف شده . ( 5 ) . ب : فاضل الزمانى .