محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

584

خلاصة الحكمة ( فارسى )

كه آن را نظامى معين نيست . چهارم : اعتبار زمان سكون در سرعت و بطء . و آن ، مأخوذ از تواتر و تفاوت است . پنجم : اعتبار نسبت زمان يكى از دو حركت با ديگرى و يا يكى از دو سكون با ديگرى و يا خَلط ميان آن‌ها . و آن ، مأخوذ از وزن و لا وزن است . امّا آلت ، پس اصناف دلائل مأخوذ از آن سه است : اوّل : اعتبار كيفيت ملموسهء آن . دوم : اعتبار قوام جرم آن . سوم : اعتبار امتلاء و خلأ آن . پس مجموع ، نُه شدند . و قسم دهم آن داخل در نهم است « 1 » ؛ چنان كه ذكر يافت . و غايت امر در استدلال نبض ، راجع به حال قوّت و حاجت روح به تصفيهء آن است . و حركت آن تابع حركت قلب است « 2 » . و بعضى گفته‌اند : اجناس نبض ، يا آن كه مأخوذاند از يك نبضهء واحده و يا زياده از يك نبضه . و اجناس اوّل - يعنى مأخوذ از يك نبضه - هشت قسم است ؛ به جهت آن كه : يا مأخوذ است از زمان دو حركت ، يا از زمان دو سكون و يا از مقدار مسافتى كه حركت مىنمايد در آن عِرق و يا از آلت قوّه بر فعل آن و يا از قوام جرم عِرق و يا از ملمس آن و يا از چيزى كه در تجويف آن است و يا از اشيائى كه ممكن است قياس نمودن بدان . و اجناس دوم كه مأخوذ از بيش‌تر از يك نبضه است ، دو است ؛ به جهت آن كه : يا مأخوذ از استواء و اختلاف و يا از نظام و عدم نظام است .

--> ( 1 ) . ب : و قسم دهمى داخل در نهمى است . ( 2 ) . ب : ( است ) حذف شده .