محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

582

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و قبل ذكر يافت كه سكون خارجى شريانى و سكون داخلى قلبى ، با يكديگر واقع مىشوند در يك وقت . و سكون داخلى قلبى اقصر از سكون خارجى قلبى است ؛ به خلاف سكون شريانى « 1 » كه خارجى آن اقصر از داخلى آن است . و چون تمهيدات « 2 » مقدّمات بيان يافت ، اكنون بيان اجناس عاليهء بسيطهء نبض - كه شناخته مىشود از آن‌ها « 3 » ، حالت نبض - بيان مىيابد : بدان كه : اطبّا آن اجناس را به استقراء ده يافته‌اند : هر چند « قرشى » نوشته كه : برهان ، مقتضى آن است كه نُه باشند ؛ كه « جنس مأخوذ از نظام و غير نظام » ، تحت « مختلفى » باشد كه نوعى از « جنس مأخوذ از استواء و اختلاف » است . و مراد از جنس اين جا ، غير جنس منطقى است ؛ زيرا كه حركتى كه طويل مىباشد زمان وجود آن ، مخالف ماهيت حركتى كه قصير است زمان آن نيست ، با وجود آن كه هر يك از آن هر دو ، جنسِ برأسه‌اند نزد ايشان ؛ جهت آن كه اطلاق « جنس » بر هر مفهوم عام مىنمايند « 4 » ؛ اعمّ از آن كه تحت جنس ديگر باشد يا نباشد و اعمّ از آن كه ذاتى باشد براى چيزى يا عرضى ؛ پس اگر ذاتى باشد ، مرادف « نوعِ » منطقى است و اگر عرضى باشد ، مرادفِ « خاصّهء » منطقى است . و تفصيل آن اجناس ، بالإجمال اين است : أ « 5 » - جنس مأخوذ از مقدار انبساط . ب « 6 » - جنس مأخوذ از كيفيت قرعِ حركت سرانگشتان . ج « 7 » - جنس مأخوذ از زمان حركت .

--> ( 1 ) . ب : شريان . ( 2 ) . ب : تمهيد . ( 3 ) . ب : ( از آن‌ها ) حذف شده . ( 4 ) . ب : مىنمايد . ( 5 ) . ب : اوّل . ( 6 ) . ب : دوم . ( 7 ) . ب : سوم .