محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

565

خلاصة الحكمة ( فارسى )

جوف آن‌ها داخل گردد ، متخلخل و زائد گردند در حجم . و « 1 » بالجملة ، تناقص در حجم ، هر نوعى « 2 » كه باشد ، آن را « تكاثف » نامند . و ليكن آن چه به تماسك اجزاء باشد ، آن را « تكاثف حقيقى » و آن چه به سبب خروج جسم غريب باشد ، « تكاثف غير حقيقى » نامند . چهارم : حركت كيفى است و آن ، آن است كه حركت واقع گردد در مقوله كيف كه تغير در كيفيت آن به هم رسد ؛ مانند آن كه جسم گرم به تدريج سرد گردد و يا جسم سرد به تدريج گرم شود و يا تر خشك گردد و يا خشك تر شود و يا سفيد ميل به سياهى نمايد و يا سياه ميل به سفيدى كند ؛ هر يك به تدريج . و همچنين شىء عفص و تفه ميل به حموضت و مرارت و حموضت ميل به حلاوت نمايد . حركت در كيف را « استحاله » نامند . و ليكن « 3 » حركت در جميع كيفيات واقع نمىشود ، بلكه مخصوص به كيفياتى است كه قابل اشتداد و ضعف باشند ؛ مانند كيفيات اربعه و « 4 » الوان و طعوم . و امّا در چيزى كه قابل شدّت و ضعف نباشد واقع نمىشود ؛ مانند زوجيت و فرديت ، و اوّليت و آخريت ، كه حركت كيفى در آن واقع نمىتواند شد . پنجم : حركت عَرَضى آن ، حركتى است كه تابع حركت جسم ديگر باشد ؛ مانند حركت جالس سفينه و راكب فرس و بعير و غيرها كه تابع حركت سفينه و مَركَب است . و حركت آب در كوزه و ريح در مَشك كه تابع حركت كوزه و مشك است .

--> ( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 2 ) . ب : نوع . ( 3 ) . الف : لكن . ( 4 ) . ب : ( و ) حذف شده .