محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

545

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مشاهده معلوم مىگردد . و اگر در اعضاء باطنه باشد ، دلالت بر آن نمايد وجع ثاقب « 1 » و ناخس و اكّال و خصوصا كه نباشد به آن تب . و بسيار است كه تابع آن مىباشد سيلان خلط و انصباب آن به سوى فضايى و يا برآمدن مدّه و قيح ، اگر بعد [ از ] علامات اورام و نضج آن‌ها باشد . و آن چه عقب اورام باشد ، پس بسا است كه مىباشد دليل بر انفجار از نضج و بسا است كه نمىباشد : پس اگر از نضج باشد ، ساكن مىگردد حمّى با انفجار و استفراغ قيح و ساكن مىگردد [ و ] ثقل و خفّت حاصل مىگردد . و اگر نباشد ، چنان اشتداد مىيابد وجع و زياد مىگردد . و گاه استدلال مىنمايند بر تفرّق اتّصال به انخلاع و برآمدن اعضاء از مواضع خود و زوال عضو از موضع خود و هر چند كه به انخلاع نباشد ؛ مانند فتق . و گاه استدلال نموده مىشود بر تفرق اتّصال از احتباس مستفرَغات از مجارى خود ؛ زيرا كه بسا است كه مُنَصبّ مىگردد و مىريزد به سوى فضايى كه مؤدّى مىگردد به سوى آن تفرّق اتّصال و جدا نمىگردد از مسلك طبيعى خود ؛ چنان چه عارض مىگردد براى شخصى كه شكافته شود رودهء او كه محتبس ماند براز او . [ تبصره ] : و بسا است كه خفيف مىباشد تفرّق اتصال و وقوف و اطّلاع بدان حاصل نمىگردد به علامات كلّيهء مذكوره و محتاج است در بيان آن به سوى اقوال جزئيه به حسب هر عضو . و اين ، هنگامى است كه نباشد عضو را حسّى و محتوى نباشد بر رطوبتى كه سيلان نمايد چيزى كه در آن است و مجالى « 2 » نباشد او را كه زايل گردد از موضع خود . و يا نباشد به نحوى كه اعتماد نمايد بر عضوى و زايل گردد بدان انخلاع آن . [ فايده ] : و بدان به درستى كه اصعبِ اورام از روى اعراض و اصعبِ تفرّق اتّصال از جهت اعراض ، چيزى است كه در اعضاء عصبانيهء شديدة الحس باشد ، كه بسا است كه مىباشد مهلك . و امّا غشى و تشنّج ، لاحق مىگردد آن را هميشه ؛ امّا غشى ، به سبب

--> ( 1 ) . الف و ب : نافث . با توجه به متن : ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ص 123 ( ثاقب ) صحيح است . ( 2 ) . الف : محالى .