محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

543

خلاصة الحكمة ( فارسى )

است ؛ خصوصاً وقتى كه به لمس « 1 » معلوم گردد كه آن صلب است . و صلابت از افضل « 2 » و ادلّ دلائل است بر آن‌ها . وقتى كه اورام حارّه در اعصاب باشند ، وجع شديد و حمّيات قوى مىباشد و آيل مىگردد به تمدّد و اختلاط عقل . و حادث مىگردد در حركاتِ قبض و بسط ، آفت و در نبض ، موجيت . و جميع اورام احشا باعث رقّت و لاغرى مراق مىگردند . و وقتى كه شروع به اجتماع و انفجار و تقرّح نمايند ، زياده مىگردد وجع به حدّ اتم و در زبان ، خشونت بسيار به هم مىرسد و بيدارى بسيار و عظيم مىگردد اعراض و ثقل . و بسا است كه احساس به صلابت و برآمدگى نموده مىشود و بسا است كه ظاهر مىگردد در بدن ، نحافت و لاغرى و زردى در آن . و چشم‌ها فرو مىروند . و چون به « 3 » تفتيح آيد و منفجر گردد ، ساكن مىگردد آن هنگام ، سورت و حدّت حمّى و وجع و ضربان . و حاصل مىگردد بدل وجع ، حكّه و خارشى در آن . و اگر حمرت و صلابتى باشد در آن ، تجفيف يابد . و چون بفشارند ، ساكن گردد اعراض مولمهء آن تمامى . و چون منفجر گردد ، اولًا عارض گردد نافض « 4 » به سبب لذع مادّه ، پس تب نيز بدان سبب . و نبض ، عريض و مختلف دلائل [ نبض رو ] به ضعف و صِغَر و بُطء و تفاوت گردد ؛ و به سبب استفراغ مادّه و سقوط شهوت . و در اكثر احوال ، گرم مىگردد با آن اطراف بدن . و بدان كه [ وقتى منفجر شد ] ، مادّه مندفع گردد به حسب جهت آن ؛ در طريق نفث يا در طريق بول يا در طريق براز . و علامت جيدهء بعد [ از ] انفجار تمام ، سكون حمّى و سهولت تنفّس و انتعاش قوّت و سرعت اندفاع مادّه از جهت قريبه بدان . و بسا است كه انتقال مىيابد مادّه در اورام باطنه از عضوى به سوى عضو ديگر . و اين

--> ( 1 ) . الف : بلبس . ( 2 ) . الف : افصل . ( 3 ) . ب : ( به ) حذف شده . ( 4 ) . الف : ناقص .