محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
مقدمه 62
خلاصة الحكمة ( فارسى )
قبض و جمع و عصر و فعل . اينها مخالف مقصود است و نيز منظور امالهء ماده و جذب از اعالى به اسافل است و فعل عواصر به عكس آن است . » « 1 » بنابراين درمىيابيم كه هدف او تحقيق بوده و در اينباره به نقد مىپرداخته و از تقليد كوركورانه پرهيز نموده است . و گرنه اشكالات او براى كم ارزش جلوه دادن سخنان پيشينيان نبوده است ؛ از اين رو گاه خود به اين اشكالات ، پاسخ مىدهد و به توجيه آنها مىپردازد . مثلًا در كتاب خلاصة الحكمة در مبحث حقنه بر يكى از نظريات داود انطاكى اشكالى وارد مىسازد ولى در انتها آن را به وجهى توصيه مىكند و مىنگارد : « بدان كه مىتوان كلام شيخ داود را توجيهى نمود به آن كه مراد او از آن اقوال كليّه نباشد ، بلكه اكثرى باشد و يا در بعضى مواد و جاها و شرط اعتدال هوا جهت آن نموده كه چون به سبب اعتدال هوا اخلاط محتقنه اندك تحريكى مىيابند ، پس فعل حقنه در آنها كه جذب آنهاست ، بيشتر و بهتر مىباشد ؛ به خلاف سردى بسيار و گرمى بسيار . و اللّه اعلم . » « 2 » او در عين نقد سخنان بزرگان ، جانب ادب را نيز رعايت مىكند و گاه آنها از با القابى شايسته تعبير مىكند ؛ مثلًا از بوعلى سينا با عبارت « شيخ الرئيس عليه الرحمهء » ياد مىكند . عقيلى از علوم زمانه خود نيز آگاهى داشته است و همچنين از طب و روند آن در ممالك ديگر بى خبر نبوده است ؛ در مبحث كتاب خلاصهء الحكمه به اطباى مسيحى كه از عرقيات و املاح و جوهر و روغن مستخرج از ادويه استفاده مىكردند ، اشارهاى دارد . او در كتاب قرابادين كبير ، اين ملل را به طايفهء نصارى ياد كرده است و تحت عنوان « ادويه جديده و طرق استعمال آنها » راجع به آنان احوال عجيبى بيان مىكند : « بدان كه طايفهء نصارى كه همتشان دايم مصروف به محسوسات و به دست آوردن بلاد ، خصوص سواحل دريا مىباشد و هميشه رواكب و جهازات ايشان بر روى دريا مىگردد و جاى تازه و چيزى جديد و امر عجيب و غريب غير مكرر به دست آوردند و
--> ( 1 ) . نسخهء الف ، ص 498 . ( 2 ) . همان ، ص 499 - 500 . .