محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

535

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ مانند ] قلّت لهيب و حمرت ؛ كه اين‌ها همه دلالت مىنمايند كه ورم دموى است . يا دلالت بر موضع حالت مىنمايند ؛ مانند دلالت افراط منشاريت نبض در ذات الجنب بر آن كه ورم حجابى است ؛ يعنى در حجاب حاجز صدر و يا حجاب مستبطن اضلاع است نه در عضوِ عضلى ؛ يعنى در عضو صلب است كه باعث افراط منشاريت است ؛ زيرا كه هر ورم باطنى ، مطلقا موجب منشاريت نبض است و ليكن فرق به همان است كه ذكر يافت كه در اعضاء صلبه - مانند غشاء و حجاب - به افراط است و در غير آن هر دو ، بدون افراط . و يا دلالت بر وقت حالت مىنمايند ؛ مانند علاماتى كه دلالت بر منتهاى مرض مىنمايد ؛ مانند اخراج نفثِ كامل النضج در ذات الجنب كه دلالت بر منتهاى علّت مىنمايد . و يا دلالت بر احوالى مىنمايد كه لازم است مر آن حالت را در آن « 1 » ؛ مانند علاماتى كه دلالت بر « بحران » نمايند ؛ مانند قَلَقْ و اضطراب و بيدارى و خفقان و صداع در روز بحران . و يا دلالت بر تخصيص « 2 » احوال لازمهء آن مىنمايد ؛ مانند علاماتى كه دلالت مىنمايند « 3 » بر آن كه بحران ، اسهالى است ؛ از قراقر و رياح و مغص در شكم و تمدّدِ شراسيف در روز بحران . و اختلاج لب پايين در آن روز كه دلالت بر آن مىنمايد كه بحران به قى خواهد شد . و همچنين ، علامات ديگر . علامات دالّه بر اعتدال مزاج ملتقطه از علامات سابقه : [ 1 - ] اعتدال ملمس است در كيفيات اربعه - حرارت و برودت و يبوست و رطوبت - و در ملايمت و صلابت . [ 2 - ] و اعتدال در لون ؛ از بياض و حمرت . [ 3 - ] و اعتدال سَحْنَه « 4 » در فربهى و لاغرى يا ميل به سمن و فربهى . [ 4 - ] و عروق ، ما بين برآمدگى از گوشت و فرو رفته در آن و جدا و ظاهر بودن از آن .

--> ( 1 ) . الف : ( در آن ) حذف شده . ( 2 ) . ب : تحضيض . ( 3 ) . الف : ( مانند علاماتى كه دلالت مىنمايند ) حذف شده . ( 4 ) . الف و ب : سخنه .