محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

517

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و در ابدانى كه حرارت و يبوست و اخلاط غالب‌اند و مزاجشان قوى است ، موى ايشان غليظ و سياه مىباشد . و در ابدان باردهء رطبه و ضعيفه ، موى ايشان ضعيف و باريك و كم رنگ و مايل به سرخى مىباشد . و بعضى را در هنگام كهولت و كلّ را در هنگام پيرى ، مو سفيد و ضعيف مىگردد و بعضى را سفيد و خشن ؛ به حسب ضعف و قوّت مزاج و يا غلبهء رطوبت و يا يبوست بر آن . و گاه به سبب ضعف مزاج و عدم توليد مادّهء دخانى ، موى بدن مىريزد و كم بر مىآيد . و گاه به سبب مرضى كه باعث سدّه و يا انقطاع تحليل مادّهء آن تحت جلد ، موها بريزد و مادام كه آن مرض باقى است نرويد . و يا به سبب كمال اتّساع مسام ، جميع ادخنه برآيد و به تحليل رود و چيزى از آن نماند كه باعث توليد مو گردد . و يا به سبب كمال تنگى و سدّ مسام ، مطلق نتواند نفوذ نمايد كه تكوّن يابد . و چون اين امر بالإجمال دانسته شد ، پس بدان كه : كثرت و غلظت و جعودت و سواد آن ، دلالت بر حرارت و يبوست مزاج مىكند : امّا كثرت و غلظت آن ، به سبب كثرت مادّهء ارضيهء دخانيه كه يابس است [ مىباشد ] و فاعل آن ، حرارت [ است ] . امّا جعودت ، به جهت آن [ است ] كه چون حرارت و يبوست استيلاء يابند بر بخار ، آن را خشك و قريب به طبيعت ارضيه مىگردانند و متراكم مىگردانند بعض آن‌ها را بر بعضى و حادث مىگردد جعودت و پيچيدگى در مو ؛ مانند موى اهل حبشه و زنگبار [ كه ] مانند اشجارى كه در اراضى يابسه « 1 » رويند - مانند درخت سفرجل و بلوط كه ملتوى و پيچيده با گره‌هاى بسيار مىباشند - [ است ] . و سياهى آن ، به سبب دخانيت آن است ؛ زيرا كه دخان ، حكم « بخار محترق » دارد كه بعد [ از ] برآمدن از منافذ اندك بخاريتى كه با آن است كه مادّهء آن را لطيف نموده از منافذ و مسام بيرون مىآورد و بعد [ از ] برآمدن ، به رسيدن هواى خارجى تحليل مىيابد و باقى مىماند اجزاء غليظهء كثيفهء محرقهء آن [ و ] به شكل مو سياه مىگردد .

--> ( 1 ) . ب : يابس .