محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
504
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ انسداد ] : اسباب سدّه كه باعث انسداد مجارى گردد ، پنج امر است : يا واقع شدن و آمدن شىء غريب است در مجرايى « 1 » و در آن جا بند شدن . و اين ، [ يا ] بالذّات است ؛ مانند « حصات » در مجراى بول بند شدن كه از جنس بدن نيست و شىء غريب است و يا به حسب مقدار است كه ثفل بسيارى در آن واقع شود مانند « 2 » ماندن ثفل « 3 » در امعاء ، و يا غرابتش در كيفيت باشد ، به اعتبار غلظت مادّه و يا لزوجت آن و يا جمود آن ، كه هر يك اينها باعث انسداد و مانع نفوذ گردند . يا التحام منفذ به سبب اندمال و التيام قرحه كه در آن واقع گردد و منفذ را منسد سازد . يا منطبق و به هم آمدن مجرا است به سبب مجاورت ورم ضاغطى در عضو كه فضا و مجراى عضو مجاور خود را تنگ سازد ؛ مانند آن كه مكانى باشد كه دو كس و يا سه كسِ متوسّطه الجثّه در آن گنجند و فضاى خالى ميانشان نباشد براى شخصى ديگر و شخص بسيار قوى الجثّه آيد و يكى از آنها را برخيزاند البتّه جا را بر دو كسِ ديگر تنگ خواهد نمود و بر هم خواهند چسبيد ، و يا دو كس قوى الجثه بر دو جانب او آيند و مكان را بر آن « 4 » تنگ نمايند و بفشارند به حدّى كه مجال نفس كشيدن نداشته باشد . و يا به سبب قبض باشد به رسيدن سردى بسيار كه مجرا به هم منضم گردد به سبب آن ؛ زيرا كه سردى بسيار باعث قبض و جمع و تكاثف است . و يا به سبب شدّت قوّهء ماسكه است كه اجزاء عضو را منقبض و مجتمع سازد و به همان هيأت نگاه دارد كه منفذى در عضو نماند . و اين هر سه سبب ، باعث انطباق مجرااند . اسباب خشونت بدان كه اسباب درشتى سطح اعضاء خارجى و يا داخلى : گاه مىباشد از خارج بدن كه متراكم گردند بر سطح اعضاء و غبار و دخان به سبب
--> ( 1 ) . ب : مجرى . ( 2 ) . الف : و مانند . ( 3 ) . الف : ثقل . ( 4 ) . ب : بر او .