محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

500

خلاصة الحكمة ( فارسى )

چهارم : كثرت تناول غذا به حدّى كه طبيعت از هضم و نضج و تحليل و دفع فضول آن عاجز آيد و بدان سبب ، ابخرهء رطبه بسيار در بدن توليد يابند و باعث وهن و سستى قوّهء حرارت و انغمار آن تحت مادّه گردند ؛ زيرا كه هرگاه غذا بسيار خورده شود و در بدن حرارت باشد ، خون بسيار از آن توليد مىيابد و آن ، رطب است و زياده مىگردد رطوبات . و اگر حرارت ضعيف باشد ، متولّد مىگردد از آن بلغم بسيار و اين نيز رطب است و متغير [ و منغمر ] مىگردد حرارت « 1 » غريزيه تحت آن و باعث برودت مىگردد و برودت ، باعث زيادى توليد رطوبت است در بدن و استرخاء آن . پنجم : اجتناب از محلّلات ؛ براى زوال سببِ مانع ترطيب بدن و حاصل مىگردد ترطيب . و ششم : عدم استفراغ و دفع رطوبات مجتمعه در بدن . اسباب مجفّفه هر چه باعث فرط تحليل رطوبات گردد ، موجب مرض يابس گردد . و آن ، چهار است : يكى : استعمال مسخّنِ مجفّف بالفعل : خواه از داخل باشد مانند ادويهء حادّهء قويهء التحليل و يا از خارج ، مانند هواى بسيار گرم شمسى و يا نارى . و دوم : حبسى [ عضو ] و قلّت اكل و باز داشتن غذاست از عضو و نرسانيدن بدل ما يتحلّل بدان . و از اين جمله است : بستن عضوى را از فوق آن به حدّى كه منسدّ گردد طريق نفوذ غذا به سوى آن . و يا عضوى را بسيار سرد گردانند به بستن برف و يخ بر آن و يا در آب بسيار سرد گذاشتن و يا ماليدن ادويهء بارده بر آن كه ضعيف گردد حرارت قوّه جاذبه و هاضمهء آن و به سبب قبض و تكثيف لازمهء برودت ، منسدّ گردد مجارى غذا . و سوم : استعمال يابس مجفّف بالقوّة از داخل و خارج ؛ مانند تناول اغذيهء مجفّفهء يابسهء مولّدهء اخلاط يابسه ، و استعمال اضمدهء مجفّفه رطوبات محلّلهء آن‌ها . و چهارم : حركت مفرط است ؛ به اقسام حركات كه ذكر يافت ، و نوم و يقظهء مفرطين از آن جمله است ، كه همهء آن‌ها به فرط تحليل مجفّف‌اند .

--> ( 1 ) . الف : مىگردد و حرارت .