محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
496
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ اول : اسباب امراض مزاجيه ] : و مقدّم نموده شد عوارض مزاجيه را ؛ به جهت آن كه عوارض آنها مفرد است و مفرد ، مقدّم است بر مركّب . و مقدّم داشته شد حرارت بر بواقى كيفيات ؛ به جهت آن كه انسب و اليق به صحّت است . و آن كه [ حرارت ] اقوى « 1 » فاعلتين است . اسباب مسخنهء بدن بدان كه اسباب مرض حار پنج است : اول : حركت غير مفرط در قلّت و ضعف و كثرت و قوّت ؛ جهت آن كه حركت مفرط در قلّت و ضعف ، باعث تسكين معتدّ به نيست ، و مفرط در كثرت و قوّت باعث تبريد است به سبب فرط تحليل ، و معتدلهء ميان آنها باعث تسخين است به بروز فرمودن حرارت كامنهء موجودهء بالقوّة در باطن را به سوى ظاهر ؛ به جهت آن كه ملطّف و مرقّق ماده است . و حركت خود نيز مسخّن است بالذّات . و مراد به حركت ، حركت بدنيه است كه جميع بدن را به حركت درآورد و جميع اعضاء حركت نمايند ؛ به جهت آن كه غير اين از اصناف حركت ، هر يك مخصوص به اسمى خاصّاند ؛ مانند حركتى كه نباشد به جملهء اعضاء بلكه به بعض اعضاء ؛ به آن كه قريب گردد بعض اجزاء اعضاء به بعضى ديگر كه آن را « تكاثف » نامند ، و يا آن كه بعض اجزاء از بعض ديگر دور و پراكنده گردند و اين را « تخلخل » نامند ، و مانند حركات روحيهء نفسانيه . و ممكن است كه مراد از حركتى كه مسخّن بدن است ، اعمّ و شامل حركت بدنيه و روحيهء نفسانيه هر دو باشد ؛ زيرا كه آن نيز باعث تسخين بدن است . و دوم : ملاقات مسخّن بالفعل است نه به حدّ افراط ؛ مانند رسيدن گرمى آفتاب و آتش به بدن . و سوم : ملاقات مسخّن بالقوّة است ؛ مانند استعمال مسخّنات غذائيه ، كه غذا و « 2 » دوايى
--> ( 1 ) . الف : ( اقوى ) حذف شده . ( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده .