محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
430
خلاصة الحكمة ( فارسى )
جنس دوم از ستّهء ضروريه مأكول و مشروب است بدان كه وجه ضروري بودن اين هر دو : آن است كه چون بدن مؤلَّف و مركَّب از عناصر اربعه و اخلاط متولّدهء حاصله از مُوَلّدات است و روح طبيعى « 1 » نيز حاصل از خلط و بخار دم طبيعى صافى است و اعضاء بدن - چه مفردهء اصليهء منويه و چه « 2 » مركبّهء غير اصليه - همه از تأليف و تركيب و توليد عناصر و مُوَلّدات و اخلاطاند و اينها دائم در تغيير و تبديل و تحليلاند و محتاج به بدلِ ما يتحلّلاند « 3 » براى بقاء شخص و نوع . و آن بدل ما يتحلّل نيست مگر غذا كه بخورد كه « ما يؤكل » نامند . و غذا [ هم ] بدون آشاميدن آب ، هضم و نضج و تحليل نمىيابد و به اعضاء بعيده و عروق ضيقه - كه آن را ترقيق داده [ و ] نفوذ فرمايد - نمىرسد ؛ پس آب ، محتاج اليه بالعرض است ؛ زيرا كه بالذّات ، آب - به سبب بساطت - قابليتِ غذائيت ندارد مگر به اختلاط جسم ديگر [ كه ] در انسان و اكثر حيوانات برّى به اجرام اغذيه ، و در نباتات به اجزاء ترابيه ، و در حيوانات بحرى به اجزاء غليظهء لزجهء مختلطه به آب در صغارشان ، و در كبارشان با آن و حيوانات صغار نيز . و نيز آشاميدن آب براى ترطيب بدن و ترويح حرارت غريزى و روح حيوانى است به برودت و رطوبتى كه دارد . و از مولّدات ، سواى حيوان و نبات ، قابليت غذائيت انسان ندارد ؛ چنان چه بعد از اين - إن شاء اللّه تعالى - در بيان اقسام اغذيه خواهد آمد . پس [ به اثبات ] رسيد وجه احتياج و ضرورت معيشت انسان چه [ رسد ] كه حيوانات « 4 » و نباتات .
--> ( 1 ) . الف : طبى . ( 2 ) . الف : ( چه ) حذف شده . ( 3 ) . ب : و محتاجند به بدل ما يتحلّل . ( 4 ) . ب : انسان به حيوانات .