محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

381

خلاصة الحكمة ( فارسى )

تفرّق اتّصال وريدى را مطلقا ، « انفجار » و شريانى را « امّ الدّم » گويند و جمهور اطبّاء امّ الدّم هنگامى نامند كه شريان زير جلد شكافته گردد و خون زير جلد مجتمع گردد و نزد غمز باز گردد به شريان و چون دست بردارند ، باز زير جلد آيد . آن چه در حجب و اغشيه واقع شود ، « فتق » - به فتح فاء و سكون تاء مثنّاهء فوقانيه و قاف - كه به فارسى « شكافتن » نامند گويند . و آن چه در غضروف واقع شود « رضّ » - به فتح راء مهمله و ضاء معجمهء مشدّده - كه به فارسى « كوبيدن » نامند گويند . و گاه بعضى بر شكستن غضروف نيز « كسر » اطلاق مىنمايند ؛ چنان چه مىگويند « انكسار الاذن و الأنف » . و نيز تفرّق اتّصال قاسم به دو جزء و يا به اجزاء كبار را « فتح » مىنامند و به سوى اجزاء صغار را « تفتّت » نامند . و بعضى « رضّ » را مخصوص به تفريق اتّصال اجزاء صغار غضروف مىدانند . آن چه در جلد واقع شود : اگر منبسط است ، سَحج - به فتح سين و سكون حاء مهملتين و جيم - و اگر غير منبسط و دقيق است ، « خدش » گويند - به فتح خاء معجمه و سكون دال مهمله و شين معجمه - . آن چه در لحم واقع شود : اگر از خارج و حديث تازه است و قيح و چرك نياورده « جِراحَت » نامند - به كسر جيم و فتح راء و حاء مهمله و تاء - و اگر چرك آورده قَرحَه - به فتح قاف و سكون راء و فتح حاء مهملتين و هاء - نامند . آن چه در داخل لحم واقع شود ؛ يعنى در جوف آن مادّه درآيد و اتّصال آن را متفرّق سازد ، « وَرَم » نامند - به فتح واو و راء مهمله و ميم - و اگر به چرك و ريم آمده و پخته گشته ، خُراج - به ضمّ خاء معجمه و فتح راء مهمله و الف و جيم - و اگر بعد [ از ] تقيح شكافته گردد و برآيد - خواه از داخل و خواه از خارج - نيز آن را « قرحه » نامند . و اگر انفجار آن مدّتى ماند و الم آن كم گردد و صلابتى بر دهن آن به هم رسد و در جوف آن گوشت مرده باشد و سفيدى در آن ظاهر گردد ، آن را ، ناسور - به فتح نون و الف و ضمّ