محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
373
خلاصة الحكمة ( فارسى )
جواب ديگر آن كه : از افزودن مادّه ، افزودن هر دو كيفيت لازم نيست ؛ زيرا كه ممكن است كه خون بيفزايد و حرارت آن اشتداد يابد و رطوبت آن بر قرار خود باشد ؛ به سبب تناول اغذيه و يا ادويهء حارّه كه معدّل رطوبت آن باشد . [ فايده ] : و بدان كه هر تغيرى كه در بدن حادث گردد از امور خارجيه و يا داخليه ، خالى از آن نيست كه تعلّق آن اوّلًا : [ يا ] به اخلاط است ، و يا به ارواح و يا به اعضاء كه آنها را متغير سازد از مزاج اصلى . تغير اوّل را سوء مزاج « مادّى » نامند و اقسام امراض مادّيه از آن به هم رسد . و دوم ورا « ساذج » نامند . و بالجملة ، اقسام سوء مزاجات هر يك از مادّى و ساذج ، هشت قسم مىشود ؛ و چهار مفرد و چهار مركّب - چنان چه در اقسام امزجهء ثمانيهء غير معتدله مذكور شد - كه جمله ، شانزده قسم مىشوند . و امثلهء هر يك براى توضيح ذكر مىيابد : مثال سوء مزاج « حارّ ساذج » : حمى دقّ . مثال « حارّ مادّى » : حميات دمويه و صفراويه . مثال سوء مزاج « بارد ساذج » : جمود حادث از وصول برد خارجى . مثال « بارد مادّى » : فالج . مثال « رطب ساذج » : ترهّل . مثال « رطب مادّى » : استسقاء لحمى . مثال « يابس ساذج » : تشنّج يابس كه بعد از استفراغ و تعب و رياضت حادث گردد . مثال « يابس مادّى » : سرطان و جذام . امثلهء مركّبه آن در ضمن امثلهء مفرده واضح مىگردد . و بدان كه سوء مزاج هر نوع كه باشد : گاه در تمام بدن حادث گردد ، و گاه در يك عضو . و سوء مزاج كه در خلط به هم رسد ، تا عفونت به هم نرساند احداث حمى نمىنمايد ؛ مگر سوء مزاجى كه در خون عارض گردد و آن را متعفّن نسازد « سونوخس » نامند ؛ چنان چه در محلّ آن بيان آن خواهد آمد . هرگاه از سوء مزاج ، آفتى در عضوى به هم رسد كه آن را تغيير چندانى ندهد كه ظاهر