محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
مقدمه 44
خلاصة الحكمة ( فارسى )
وى به طريق قى ، مدّهء بسيارى و هلاك گرديد در اندك روزى » « 1 » . او در كتاب قرابادين از پدر خود بسيار ياد مىكند و چنين عباراتى مىنويسد : « قلمى فرمودهاند والد ماجد . . . » . بخشى از اين نوشتهها ، نسخههاى شخصى است كه براى پادشاهان و اطرافيان آنها نگاشته شده است . اين نسخهها با توجه به عدم عنايت به بسيارى از لوازمات ، نمىتواند به عنوان نسخههاى عمومى مورد استفاده قرار گيرد . امّا بخشى ، حالت گزارش پزشكى دارد كه بسيار باارزش است و سير درمان و برخورد پزشك با بيمارى را نشان مىدهد . اين بخش ، گاه به صورت حكاياتى در كتب پزشكى - نه تنها كتب عقيلى - به چشم مىخورد . حكايت زير كه در كتاب « معالجات » آمده ، نمونهاى از اين گزارشها است : « و نواب معتمد الملوك ، سيّد علوى خان خال والد ماجد - قدس سرهما - فرمودهاند كه مرد جوانى نزد من آمد و شكايت نمود از وجع شديدى كه در پهلوى راست او به هم رسيده و كشيده تا به جانب شانه و چنبرهء گردن او و نبض او ممتلى عظيم بود و معتاد به فصد و مدّت مديد كه فصد نكرده بود . امر نمودم او را به فصد باسليق و مقدار دو ثلث رطل خون از او گرفتم ، وجع او قدرى تسكين يافت به حدى كه توانست نشست و با ياران خود از آخر روز تا ربع شب صحبت داشت . . . . « 2 » » بنا بر نقل عقيلى در مقدمهء كتاب ارزشمند قرابادين - كه شايد از بزرگ ترين قرابادينهاى موجود و در دسترس باشد - وى سلسله و طريقى را براى اساتيد خود ذكر مىنمايد « 3 » . در صدر اين سلسله پيامبر بزرگ الهى حضرت سليمان - على نبيّنا و آله و عليه السلام - قرار دارند . اين سخن ، ادعاى ما را در مقدمه ، مبنى بر الهى بودن اين علم تأييد مىكند . بعد از حضرت سليمان عليه السلام ، اسقلينوس و پس از او بقراط قرار دارند .
--> ( 1 ) . معالجات ، ج 1 ، ص 572 . . ( 2 ) . همان ، ص 569 . ( 3 ) . قرابادين كبير ، ج 1 ، ص 70 .