محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
344
خلاصة الحكمة ( فارسى )
زن ؛ مانند انفحه « 1 » و لبن . و بعضى اطبّاء مىگويند كه در منى مرد ، هم قوّهء عاقده و هم منعقده است و در منى زن نيز هر دو قوّه است ؛ تا آن كه تمامى منى مرد تواند جزء جنين شد و منى زن تواند آن را منعقد گردانيد و تركيب جنين حاصل گشت . و به تفصيل - ان شاء اللّه تعالى - در خلقت جنين مذكور خواهد شد . امّا تشريح « رحم » و كيفيت خلقت جنين : رحم ، به فتح راء و كسر حاء مهملتين و ميم [ است ] كه به فارسى « بچّه دان » نامند و جمع آن « ارحام » آمده [ است ] . جسمى است عصبانى مشابه به عصب در نرمى و سفيدى ، مستدير الشكل ، منتسج از الياف عصبى ، و مؤلَّف از اعصاب و شرائين و آورده و عضلات و شظاياى « 2 » عصبى ؛ هر يك براى فايدهء مذكوره در اعضاء مفرده . و موضع آن ، ما بين مثانه و معا مستقيم و زير ناف است [ عنق يا گردن رحم ] : و آن را عنقى است كه منتهى گشته تا به فرج . و طول عنق آن مختلف مىباشد : بعضى قصير به مقدار شش انگشت مضموم صاحب آن ، و بعضى زياده تا نهايت دوازده انگشت . و بعضى ضيق و بعضى را وسيع ؛ مانند صغير و كبير و باريكى و سطبرى قضيب . و در بيخ عنق آن از برون ، دو خصيهء او اتّصال يافته براى جمع و ذخيرهء منى زن در آن . و منفذ آن ضيق است و لهذا ايشان را دير انزال مىشود و به يك دفعه بسيار نمىشود ، بلكه اندك اندك و به دفعات از تكرار جماع . و بدان سبب ، ضعف ايشان را عارض نمىگردد ، به خلاف مردان كه منفذ اوعيهء آن وسيع است و به يك دفعه منى بسيار
--> ( 1 ) . الف : انفخه . ( 2 ) . ب : شظاى .