محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
313
خلاصة الحكمة ( فارسى )
امّا حنجرهء آن : « 1 » كه جزء سوم آن است ، عضوى است غضروفى [ و ] مركّب از سه غضروف : يكى از پيش و آن را « دَرقى » و « تُرسى » نامند . و هر دو نام « سِپَر » است : درقى ، به فتح دال و سكون راء مهملتين و قاف و ياء نسبت . و ترسى به ضمّ تاء مثنّاة فوقانيه و سكون راء « 2 » و كسر سين مهملتين و ياء نسبت [ است و ] به جهت آن كه اين غضروف من حيث الصورة يا من حيث المحافظة قصبهء ريه به سپر غازيان مشابهت دارد در محافظت ، و لهذا مسمّى بدان گشته [ است ] . و نتوّ و برآمدگى آن [ در ] زير زنخ محسوس [ است ] و بعد بلوغ مر آن موضع منشق مىگردد و در حسّ ، ظاهر مىنمايد . و دو غضروفِ باقى : از عقب آن هستند ، مايل به مرى و كوچكتر : يكى را كه نامى نيست آن را « لا اسم له » مىخوانند . و ديگرى « مُكِبّى » نامند ؛ جهت آن كه در وقت بلع طعام و آب بر دهن ، ثقبهء قصبهء ريه منطبق مىگردد تا طعامى و شرابى در آن داخل نشود . و انفتاح و انغلاق حنجره از آن است . و بديهى است كه جهت تنفّس ، حاجت به انفتاح ضرورى و دائمى است . و همچنين نزد بلع ، احتياج به انغلاق آن لازم ؛ زيرا كه اگر بسته نگردد و قدرى از جسم غريب در آن داخل شود ، سرفهء شديد به هم رسد و تسكين نيابد تا آن بر نيايد . و اگر احيانا بماند و برنيايد و متعفّن گردد ، هلاك سازد . و لهذا تأكيد بليغ در شرع شريف و از حكماء وارد است كه در هنگام اكل و شرب ، حركت شديد ننمايند به نحوى كه احتمال ورود آن در قصبه باشد . و اقواى اسبابِ [ ورودِ آن ] ، تكلّم به شدّت و ضحك قوى است در اثناء بلع و يا ميل به يمين و يا به يسار و منحنى و به رو در افتاده و يا به پشت خوابيده طعام خوردن و آب نوشيدن و يا به سرعتِ تمام . و بالجملة ، حنجره سبب تمامى صوت و حصر نفس است .
--> ( 1 ) . ب : ( آن ) حذف شده . ( 2 ) . الف : سكون يا .