محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

311

خلاصة الحكمة ( فارسى )

ريه است . و آن چه در نواحى آن است در آن آمده [ و ] از مجراى قصبهء ريه بر مىآيد . و ريه دو حصّه است : يكى به طرف راست و ديگرى به طرف چپ [ و ] آن چه به طرف راست است ، منشعب به سه شعبه گشته و آن چه به طرف چپ است ، دو شعبه . و فايدهء انقسام آن به دو قسم [ و ] تخلخل جرم آن و مشاركتِ شعبِ وريد شريانى و لحم اسفنجى ، وصول هوا به دل و امداد آن است بدان ؛ براى آن كه اگر آفتى به قسمى رسد ، قسم دوم مقوّم امر تنفّس باشد . و تخلخل و اسفنجيت آن باعث زيادتى انبساط و جذب نسيم وافر است و تمكّن بر آن . و همچنين استعانت بر انقباض و دفع فضول حارّ دخانى - چنان چه در اسفنج مشاهده مىگردد كه آب بسيارى را تشرّب نموده [ و ] منبسط و بزرگ مىگردد و به فشار ، آب بسيارى از آن مندفع مىگردد - . و آن كه از غير جسم متخلخل اسفنجى ، اين فعل صادر نمىگردد . و انشعاب جسم آن موجب انبساط حجم آن است . پس چنان چه ذكر يافت ، مجموع ريه از اطراف ، منشقّ و منشعب به پنج شقّ و شعبه گشته : سه به جانب ايمن قلب ، و دو به جانب ايسر آن رفته تا : فضاى آن را مزاحمت نرساند و هر دو طرف سينه را پر نموده باشد . و ديگر آن كه هواى بسيار در آن گنجد كه در هنگام حبس نَفَس و عدم دخول هواى خارج به سبب مانعى - مانند غوطه خوردن و به زير آب رفتن و يا گرفتن بينى و دهان در هنگام عبور بر مَبارز و قاذورات و جيفه‌هاى بدبو - اندك اندك هواى مجتمع در آن را به قلب رساند ؛ تا باعث خفگى و انتفا حرارت غريزى نگردد ، هر چند هواى محتبس در ريه به سبب مجاورت ، كم مىباشد و ليكن بالنّسبة به حرارت قلب مبرّد است باعث ترويح آن ، هر چند استنشاق هوا منحصر به ممرّ دهان و بينى نيست [ و ] از جميع منافذ و مسامّ بدن به واسطهء شرائين جذب و استنشاق نسيم كرده مىشود ، و ليكن اينها نسبت به آن هر دو مجرا ، ضعيف و قليل‌اند - چنان چه نيز قبل ذكر يافت - . [ فايده ] : و بدان كه به تدريج اگر حصر و حبس نفس را عادت سازند ، مىتواند بود كه زمانى ممتد چند ساعتى نفس نزند . و شنيده شد كه جوكيان هند ، نيم روز تا يك روز كامل و زياده هم حبس نفس مىنمايند و اكتفا به استنشاق و منافذ ديگر نمايند و ليكن