محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

مقدمه 39

خلاصة الحكمة ( فارسى )

از اين چند اثر نيز خبرى در دست نيست و به نظر مىرسد كه با تلاش پيگير بتوان اثرى از آنها در كتابخانه‌هاى هند ، پيدا كرد . با توجه به تأليفات وى و تنوع آن‌ها ، مىتوان گفت حكيم علوى خان ، به غير از طب - كه گويا تخصص اصلى او بوده است - در زمينه‌هاى ديگرى همانند : تاريخ ، فلسفه و . . . نيز مهارت داشته كه البته اين‌ها همه تحت‌الشعاع تخصص اصلى وى ، يعنى طب قرار گرفته است . وى نيز همانند پدرش براى تفنن به سرودن اشعار مىپرداخته است . از او اشعار چندى نيز نقل شده كه به ابياتى از آن‌ها اشاره مىنماييم ؛ اين بيت در بعضى از تذكره‌ها به او منسوب است : بعد مردن از سر خاك شهيدان غمت * آنچه خواهد سر زدن ما پيشتر فهميده‌ايم « 1 » اين شعر نيز به او منسوب است : ز صافى شعله اى حل كرد ، پر سازيد جامم را * به جوش آرد مگر در مغز من سوداى خامم را به جاى سبزه و گل ، شعله و دود از زمين رويد * فشانم گر به خاك از روى مستى درد جامم را اسير داغ حرمان را فريب دانه كى سازد * زنار شعله اى جواله بايد ساخت دامم را هوا گردد سموم از شعله‌هاى سوز پنهانم * گزارد در بغل غافل اگر يك دم پيامم را « 2 » اشعار بر جاى مانده از او پيروى وى را سبك هندى مىرساند . سرانجام حكيم مير محمد هاشم علوى به سال 1160 يا 1162 ه - . ق در هندوستان با بيمارى استسقا درگذشت و بنا به وصيت خودش در جوار مزار خواجه نظام الدين اوليا دفن شد .

--> ( 1 ) . گلزار جاويدان ، ج 2 ، ص 948 . ( 2 ) . دانشنامهء ادب فارسى ، ج 4 ، ص 1088 .