محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

289

خلاصة الحكمة ( فارسى )

جهت امر مذكور و آن كه مقدّم محلّ ادراك است و مؤخّر ، محلّ حفظ . و ادراك را ملايمت و نرمى بايد و حفظ را صلابت . و جميع بطون آن مملوّ از هوايى است كه آن را « روح نفسانى » نامند . و بطن مقدّم ، موضع انجذاب هواست به استنشاق و دفع فضلات به عطسه . و از آن است افاضه قوّهء حاسّه « 1 » به جميع اعضاء . و در آن ظاهر مىشود قوّهء خياليه . و به سوى آن است تأدّى و رسيدنِ اشباحِ مدرَكات . و از آن روييده‌اند « دو زايده شبيه به دو سر پستان » كه ادراك شمّ به واسطهء آن است . و از بطن مؤخّر ، افاضه مىآيد قوّهء متحرّكه به جميع اعضاء . و تذكّر و حفظ متعلّق بدان است . و به سوى آن مىرسد معانى مدركه « 2 » به وهم . بطن اوسط ، دهليز است ميان آن هر دو و لهذا آن را « مجمع البطنين » نامند و محل قوّهء متصرّفه و واهمه است و صالح است براى آن . و نيز اين بطن را « ازَجّ » و « دُودى » « 3 » نامند ؛ به جهت آن كه اجزاء دماغ بر اين حاوىاند ، و دودى « 4 » - يعنى كرمى الشكل - مىنمايند به انبساط و انقباض . و سبب حركت مذكوره آن است كه : بر دو جانب اين بطن ، دو زيادتى است [ كه ] از جوهر دماغ بر استقامت روييده و به اربط - [ - ه ] مربوط گشته‌اند [ و ] . از شأن اين زايدتين است كه يك بار حركت مىنمايند و مماسّ و قريب يك ديگر مىگردند و بار ديگر به مباعدت و جدايى از هم و لهذا اطبّاء [ حركات آن‌ها را ] تشبيه به فَخِذين نموده‌اند كه هرگاه ممتدّ و كشيده مىگردند كه « حركت انقباضى » نامند - يعنى به هم نزديك مىشوند - ، مجراى آن بطن بسته مىشود و چون متقلّص و منقبض گردند ، انبساط و گشادگى در مجرا به هم مىرسد و « حركت انبساطى » عبارت از اين است .

--> ( 1 ) . ب : حابسه . ( 2 ) . ب : مدركه كه به وهم . ( 3 ) . الف و ب : دورى . بنا بر متن القانون فى الطب ( دودى ) صحيح است . ليكون له أن يتمدد و أن يتقلص كالدود . . . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 2 ص 5 . ( 4 ) . ب : دورى .