محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

279

خلاصة الحكمة ( فارسى )

دوم : آن كه خون - كه مادّهء بخار و دخان است - كم تر متولّد گردد . و سقوط موى در ناقهين و پيران به جهت نارسيدن مدد بدان است . سوم : آن كه در بدن ، رطوبت بخاريه بيش تر و مادّهء دخانيت كم تر باشد . و ظاهر است كه تا ناريت غالب نباشد ، بخار را ميل به خارج و دفع به بيرون نمىنمايد . و از اين جهت [ است كه ] در صبيان لحيه نمىرويد . چهارم : منافذ و مسام ، بسيار تنگ و باريك باشند ؛ به سبب برد و يبس مزاج مكثّف ؛ پس مادّهء مو نتواند كه از آن‌ها بيرون آيد . پنجم : آن كه سيلان فضول - مانند طمث و دم بواسير و مانند آن - باعث امالهء بخار گردد . و امّا عدم لبث و درنگ بخار دخانى در مسام ، زمانى كه مو « 1 » متولّد گردد ، سه وجه است : يكى : آن كه مادّهء آن بسيار رقيق باشد و بدان سبب زود به تحليل رود . و ظاهر است كه تا كثافت گونه - كه لازم دخانيت است - در بخار نباشد ، قبول انعقاد مو نمىكند و انعقاد را لازم است درنگ نمودن ، زمانى . دوم : آن كه مسام ، بسيار وسيع باشند به حدّى كه مادّهء مستعدّهء شعر به زودى برآيد و تحليل رود . سوم : آن كه مادّه و مسام ، هر دو به حدّ اعتدال باشند ، امّا با آن اسباب محلّلهء مُفرِطه از امور بدنيه و خارجيه جمع گردند و مادّه [ اى ] را كه منعقد نباشد به تحليل برند . امّا متكيف بودن مادّه به كيفيت رديه ، ظاهر است كه باعث افساد تكوّن است و نمىگذارد كه مادّهء آن در تحت جلد و رنگ و نفوذ در مسام نمايد و برآيد ؛ چنان چه در « داء الحيه » و « داء الثعلب » مىباشد كه به جهت احتباس خلط ردى در منافذ ، مادّه شعرى فاسد مىگردد . [ فايده ] : و بدان كه بعضى حكماء ، شعر و ظُفر را از فضلات مىشمارند نه از اعضاء

--> ( 1 ) . ب : ( مو ) حذف شده .