محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
271
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و بدان كه جميع اغشيه صاحب حس نيستند ؛ بلكه بعضى مطلقا حس ندارند ؛ مانند غشاء مجلّل دماغ ؛ به جهت آن كه مؤلّف از ليف رباطى است و رباط را حسّى نيست . و بعضى صاحب حسّ بسيار هستند ؛ مانند غشاء مجلّل نخاع ؛ به جهت آن كه مؤلّف از ليفِ عصب فقط است و عصب ، صاحب حسّ است . و بعضى بين بين ؛ يعنى قليلالحسّاند ؛ مانند ساير اغشيهء بدنيه ؛ به جهت آن كه تأليفشان از هر دو است . فايدهء خلقت آن در بدن ، بسيار است : از آن جمله آن است كه بپوشد اعضاء را و نگاه دارد آنها را از وصول آفات بدانها ؛ چه از خارج و چه از داخل ؛ مانند كلّ اغشيهء خارجيه و داخليه . و ديگر آن كه حفظ هيأت و تشكيل اعضايى كه پوشيده است بدانها نمايد ؛ مانند غشاء دماغ و نخاع . و ديگر آن كه تا مانع وصول ضرر به عضو « 1 » باشد ؛ مانند غشاء مرى و امعاء و معده و غيرها . نيز از فوايد خلقت اغشيه آن است كه عضوى را به عضوى مربوط سازد ؛ مانند گرده به پشت . و ديگر آن كه تا واسطه باشد ميان عضو صلب و لين تا از هم متضرّر نگردند ؛ مانند اغشيهء دماغ . و ديگر آن كه تا آورده و شرائين در آن منتسج گردند براى افادهء تغذيه و تنميه و حيات و حرارت غريزيه ؛ مانند غشاء مشيمى و غير آن . ديگر آن كه حيلوله و مانع باشد از ورود ابخره و ادخنه و اخلاط فاسدهء غذائيه به اعضاء رئيسهء شريفه و غيرها و قرار گرفتن آفت جميع اجزاء عضو را ؛ مانند : غشاء عنكبوتيه [ و ]
--> ( 1 ) . الف : بعضوض . ب : بعضوص .