محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

266

خلاصة الحكمة ( فارسى )

فرع اوّل آن : منقسم مىگردد در اسافل ساعد تا رُسغ . فرع دوم : بالاى انقسام اوّل منقسم مىگردد به انقسام آن . و فرع سوم : نيز همچنين در وسط ساعد منقسم مىگردد . و فرع چهارم - خاصه كه اعظم از همه است - : ظاهر مىگردد و بالا مىرود و مىفرستد از خود : فرعى را كه منضم مىگردد با شعبه [ اى ] از قيفال و [ ايجاد ] مىگردد از [ اتصال ] هر دو ، « اكحل » . و مابقى آن « باسليق » است و آن نيز غور به عمق مىنمايد مرتبهء ديگر . اكحل ، ابتداء مىنمايد از انسى و بالا مىرود به زند اعلى . پس ميل مىنمايد به جانب وحشى و متفرّع به دو فرع مىگردد [ كه ] به صورت حرف لام به خطّ يونانى ، بدين شكل « » . « 1 » پس مىگردد جزء اعلاى هر دو جزء آن به طرف زند اعلى ، و مىرود به جانب رسغ و متفرّق مىگردد در خلف ابهام و فيما بين آن و ميان سبّابه . و در سبّابه ، جزء اسفل از آن مىآيد به سوى طرف زند اسفل و متفرّع به سه فرع مىگردد : فرعى از آن متوجّه به سوى موضعى كه ميان وسطى و سبّابه است مىگردد و متّصل به شعبه [ اى ] از عرقى كه به جانب سبّابه آمده است - از جزء اعلى - شده و متّحد به آن گشته [ و ] يك رگ شده است . و مىرود فرع ديگر از آن كه « اسَيلَم » است و متفرّق مىگردد فيما بين وسطى و بنصر . و امتداد مىيابد سومى آن به سوى خِنصِر و بِنصِر . و جميع اين فرع ، منقسم مىگردد در اصابع . و امّا تشريح اجوف نازل : بدان كه اين اجوف نازل ، اوّل فروعى كه متفرّع مىگردد از آن هنگام طلوع و بر آمدن از كبد و پيش از رسيدن و تكيه نمودن به صلب ، « شعب شعريه » است كه مىآيد به

--> ( 1 ) . ب : ( بدين شكل 7 ) حذف شده .