محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
261
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مىگردد از آن شعبى شعريه در اعالى اغشيهء منصّفهء سينه و بالاى غلاف و در لحم رخو كه « توثه » نامند در مىآيد . پس چون قريب به ترقوه رسيد ، منشعب مىگردد از آن دو شعبه [ كه ] متوجه مىگردند [ به شكلِ ] مورّب به سوى ناحيهء ترقوه . و هر چند دور تر گردند ، مىگردد هر شعبه [ اى ] از آنها دو شعبه : يك شعبه از هر يك از آن هر دو منحدر مىگردد و فرود مىآيد به طرف قصّ از جانب راست و چپ تا اين كه منتهى مىگردد به خنجرى . و مىگذارد در ممرّ آن ، شعبى چند كه متفرّق مىگردند ميان اضلاع و ملاقات مىنمايند افواه و دَهَنهاى آنها به افواه عروقى منبثّهء متفرقه [ در ] دور آن . و بروز مىنمايند از آنها : طايفهاى از آن شعب [ كه ] به سوى عضلى كه برآمده است از سينه و چون به خنجرى رسيد ، ظاهر مىگردد پارهء از آنها به سوى عضل متراكمهء محرّكهء كتف و متفرّق مىگردد در آنها . و طايفه [ ديگرى ] ، نزول مىنمايند به زير عضلِ مستقيم و متفرّق مىگردد در آنها از آنها شعب . و اواخر آنها متّصل مىگردد به اجزاء صاعد از « وريد عَجُزى » كه عن قريب مذكور مىگردد . امّا باقى هر يك از آن هر دو - كه يك زوج است - هر فرد آن پنج شعبه مىگردد : يك شعبهء آن : متفرّق مىگردد در سينه براى افادهء تغذيهء اضلاعِ اربعهء عليا . و شعبهء دوم آن : براى افادهء تغذيه موضع هر دو كتف . و شعبهء سوم آن : به طرف عضلِ غاير در عنق مىرود براى افادهء تغذيهء آن . و شعبهء چهارم آن : در ثقبهاى ششگانهء عليا رفته [ و در آنها ] نفوذ مىنمايد براى تغذيهء آنها و [ سپس ] از آنها گذشته [ و ] به سوى سر مىآيد . و شعبه پنجم - كه از همه عظيمتر است - مىآيد به جانبِ فقرات ابط از هر جانب و متفرّق مىگردد به چهار فرع : اوّلِ آنها : متفرّق مىگردد در عضلى كه بر قصّ است كه عضل محرّك كتف است . فرع دوم : منتشر مىگردد در لحم رخو مسمى به « توثه » و صفاقى كه در ابط است . فرع سوم آنها : فرود مىآيد گذشته از جانب سينه به جانب مراق . فرع چهارم : كه از همه اعظم است منقسم مىگردد به سه جزء : جزئى منتشر مىگردد در عضلى كه در تقعير كتف است . و جزء دوم در عضلهء كبيره