محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

222

خلاصة الحكمة ( فارسى )

امّا عضل مطبقه : گاه مىباشد احسنِ اوضاع آن ، آن كه مخلوق باشد داخل حنجره ؛ تا آن كه وقتى كه متقلّص و مجتمع گردد ، جذب نمايد طرجهالى را به سوى اسفل و منطبق گرداند آن را . و مخلوق گشته براى اين ، زوجى كه منشأ آن از اصلِ دَرقى است و صعود نموده از داخل تا دو كنارهء طرجهالى و بيخِ « لا اسم له » از يمين و يسار ؛ پس چون متقلّص گردد ، بكِشد مفصل را « 1 » و منطبق گرداند حنجره را به نحوى كه مقاومتِ عضلِ صدر و حجاب نمايد . و اين هر دو عضلِ [ مذكوره ] ، در خلقت كوچك‌اند ؛ تا آن كه تنگى ننمايند داخل حنجره را . و قوىاند ؛ براى تدارك كوچكى آن‌ها در تكفّل‌شان انطباق حنجره و حصر نَفَس را . و مسلك آن هر دو ، بر استقامت بر طريق صعود با قليلى انحراف است براى ؛ وصول ميان دَرقى و « لا اسم له » . و گاهى يافته مىشود دو عضل موضوع زير طرجهالى براى اعانت زوجِ مذكور . و امّا تشريح عضل حلقوم : بدان كه از جمله عضلات حلقوم را دو زوج‌اند كه جذب مىنمايند آن را به سوى اسفل : يكى از آن هر دو ، زوجى است كه ذكر نموده شد در باب حنجره . و ديگر ، زوجى است كه روييده است نيز از قصّ و بالا رفته است و متّصل با لامى ، پس به حلقوم متّصل گشته و جذب مىنمايد آن را به سوى اسفل . و امّا [ تشريح عضل ] حلق : عضل آن ، دواند كه « نُغنُغَتان » - به ضمّ دو نون و در ميان دو غين معجمه ، اوّل ساكن و دوم مفتوح ، و فتح تاء مثنّاة فوقانيه و الف و نون - نامند . و آن دو ، عضله‌اند كه موضوع‌اند بر كنارهء حلقوم ؛ براى اعانت بر فرو بردن غذا .

--> ( 1 ) . الف : را حذف شده .