محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

209

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ مورد پنجم در بيان تشريح عضلات ] و امّا عضلات ، كه جمع عَضَله است به فتح عين مهمله و ضاد معجمه و لام . اجسام [ ى ] لحمى الجسد هستند ؛ يعنى در جرم آن‌ها بيشتر گوشت است . و تركيب آن ، از لحمِ محض و از عصب و از اوتار و از رباطات و غشاء مجلّل آن است ؛ چنان چه ذكر يافت كه شظايا و « 1 » شاخه‌هاى رباط و عصب با هم بافته ، در خلل و فرج آن‌ها گوشتِ صلبِ محض پر مىگردد و به شكل سمكه و ماهى كوچك تكون مىيابد و بر سر آن و ترى مىباشد - چنان چه ذكر يافت در وتر - و آن را به فارسى ، « ماهيچه » و « ماهيك » نيز نامند . و ببايد دانست كه در وسط عضله در طول ، [ و ترى ] شبيه به محور مىباشد كه آن را « محور عضله » نامند و ليكن در عضلهاى كبار ، بَين و نمايان مىباشد و در عضله‌هاى صغار - مانند عضلات پلك چشم - مختفى و غيرِ بَين . بدان كه وتر را هر چند در تركيب عضله دخلى چندان نيست ؛ و ليكن چون سر عضله منبت اوتار است ، گويا عضله نيز از آن مركّب است . و غشاء نيز هرچند داخل قوام آن نيست و ليكن مجلِّل و حافظ آن است . و منفعت آن‌ها : تحريك اعضاست به معاونت اوتارى كه بر سر آن‌ها است به نهوض قوّهء محركه هر چه اقتضا كند . و ديگر آن كه : تا بپوشد و محافظت نمايد عظام را از آفات ، نزد ضربه و سقطه و غيرها . و ديگر آن كه احتقان و احتفاظ حرارت غريزى نمايد در بدن به سبب كثافت و صلابت جرم خود كه به زودى تحليل نيابد و آن چه در اعضاء تحليل يابد ، مدد بدان رساند . [ فايده ] : و بدان كه در بودن عضل از اعضاء مفرده يا مركّبه اختلاف است ؛ « شيخ الرئيس » از اعضاء مركّبه و « جالينوس » از اعضاء مفرده شمرده . و توجيه هر يك ، در مبحث اعضاء مفرده و مركّبه ذكر يافت . و جملهء عضلات را پانصد و بيست [ و ] نگفته‌اند .

--> ( 1 ) . الف : ( و ) حذف شده .