محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
202
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بدان كه اين پنج زوج ، با هم مشتركاند در آن كه هر يك از آنها بر آمدهاند از ثقبهء مخصوصهء خود و متجزّى گشتهاند هريك به دو جزء ؛ جزئى از آن به عضل صلب و جزئى به عضل بطن به عضلهء مستبطنهء صلب رسيده . ليكن سه زوجِ عالى آنها مختلط گشته با عصبى كه نازل شده از دماغ ؛ دون عصبى كه در آنها است . و دو زوج سفلى منشعب گشته به شعبهها [ اى ] بزرگ فرود آمدهاند به ناحيه ساقين و با اينها شعبه [ اى ] از زوج ثالث و شعبه [ اى ] از اوّلِ اعصاب عجز آميخته است ؛ و ليكن اين دو شعبه كه در آن آميختهاند ، تجاوز نكرده و نگذشتهاند از مفصل ورك ؛ بلكه در عضلهء ورك منتشر گشته و در آن جا ماندهاند . و شعبههاى آن دو زوج مذكور ، از آن جا تجاوز كرده تا ساقين فرود آمدهاند . [ فايده ] : و بدان كه اعصابى كه به سوى رِجل فرود آمدهاند : بعضى از آنها ظاهر و نمايان هستند ، و بعضى در زير عضله فرو رفته و پنهان شده . و از جمله ، عصبى كه به سوى عضلهء ناحيهء عَظمِ عانه رفته ، چون طريقى به جانب رجلين از طرف پشت بدن و از باطن فَخِذين نيز ندارد - به سبب كثرتِ عضل و عروقى كه جارى گشته است از عصب خاص به عضلى كه در رجلين است - پس ناچار نفوذ نموده در مجرايى كه انحدار يافته و فرود آمده به سوى خُصيتَين ، و متوجّه به سوى عضل عانه گشته ، پس فرود آمده به سوى عضلهء ركبه .