محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

180

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و ديگر ، آن كه از براى حفظ رطوبات مندفعه از آن‌ها ، وقايه و پناهى باشند كه بىاختيار جارى نگردند ، و فضولى كه در آن‌ها مجتمع و منجمد گردند ، تصفيهء آن‌ها دشوار مىبود . و اگر ملايم نمىبود - مانند غضروف - و اگر بسيار نرم مىبود - مانند اغشيه - افتاده و بد نما مىبود و اقتدار بر سرعت حركتى - كه محتاج اليهاست - نمىداشت ؛ چون : « قلب » كه : و ترى كه در يك جانب آن است ، مستلزم ارتفاع باقى اجزا نيست ، لهذا بر اطراف آن ، جسم غضروفى متوسّط ما بين صلابت و لين مخلوق شده ؛ تا آن كه معين باشد آن را در افعالى كه تمام مىشود به آن آلت افعال آن‌ها . و مانند « آلات صوت » و « قَصَبة رِيَه » كه تمام آن غضروفى است ؛ براى آن كه صوت خارج از آن ، حَسَن و ملايم طبايع سليمهء مستقيمه - نه رخوِ منافر و نه بسيار غليظِ خشنِ كريه - بر آيد كه اگر بسيار نرم عصبى - مانند عروق و اغشيه و يا صلب عظمى - باشد ، [ اين اغراض محقق نخواهد شد ] . و ديگر آن كه چون مجراى تنفّس است ، بايد كه در بيدارى و خواب ، نرم و ملايم و منتصب و ايستاده باشد و در استنشاق و انقباض و انبساط و قبض و جمع و انحناء رقبه و غيرها ، سهل الانقياد باشد . و مانع و مخل نباشد اگر بسيار صلب - مانند استخوان - باشد و يا بسيار نرم - مانند عروق و اغشيه - كه بر هم بيفتد و مانع آيد . و ديگر آن كه اگر موذى و منافرى در آن داخل گردد ؛ چنان چه در بعضى اوقات آب ، و يا غذا داخل آن مىشود ؛ كه براى اخراج و دفع آن ، سرفهء بسيار طارى مىگردد و آن چيز به سبب غضروفيت و بلند [ ى ] و پستى اجزاء آن ، به زودى پايين نمىرود ، بلكه در همان نزديكى مدّتى مىماند و لهذا بعد چند سرفه دفع مىگردد و بر مىآيد . و اگر غير غضروفى [ و ] عصبى [ و ] نرم مىبود ، به زودى فرو مىرفت و در بين نمىماند ؛ مانند مرى كه طعام و شراب وارده بدان ، به سرعت تمام وارد معده مىگردد . و همچنين اگر از استخوان مىبود . و ديگر آن كه : در صدمات و سقطات بر سينه و پشت ، احتمال گسيختن و شكستن داشت .