محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
177
خلاصة الحكمة ( فارسى )
چهار [ گانه ] كه دو زوج باشند ؛ فكّين ، شانزده ؛ اسنان ، سى و دو ؛ فقراتِ عنق و ظهر و غيرها ، سى ؛ ترقوّه ، دو ؛ كتفين با قُلّتين آن ، چهار ؛ يدين شصت ؛ قَصّ ، هفت ؛ اضلاع ، بيست و چهار ؛ خاصرتين ، دو ؛ رجلين ، شصت ؛ كه [ در ] مجموع دوصد و چهل و هشتاند ؛ به عدد « رحم » كه دوصد و چهل و هشت است ؛ به حسب اصحّ اقوال . بعضى ، دوصد و چهل و هفت گفتهاند ؛ بنا بر آن كه حفرِ فخذ را با استخوان خاصره يكى شمردهاند . و اگر مواصلات - يعنى استخوانهايى كه بر سر برآمدگىها وصل يافته - و استخوانهاى ريزهء در بين مفاصل انگشتان و عظمِ لامى را نيز محسوب دارند ، جمله دوصد و هفتاد و نه مىشود . و منفعت آنها ، هر يك على حده [ و ] با لاختصار ذكر يافت . و منفعت جملهء آنها : تشديد و استحكام و استوارى و محافظت بنيه و عمارات بدن ، و اداى افعال و صدور حركات از آنها به وجه اتمّ و اليق است . و احاطهء علم بَشرى ، از معرفت اكثر آنها قاصر و عاجز است ؛ چه جاى كلّ ؛ اين قدر هست كه به سببِ ادنى اطّلاعى مىگويد « فتبارك اللّه احسن الخالقين » . « 1 »
--> ( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 14 .