محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

167

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ اضلاع ] : و در هر جانبى از فقرات ، يك استخوان كجِ قوسى - يعنى خم‌دار - روييده است كه آن را « ضِلع » و به فارسى « وتده » و به تركى « قَبِرغَه » نامند . و جمع آن ، « اضلاع » و « ضُلُوع » آمده . پس جميع اضلاع ظهر ، بيست و چهار هستند : هفت بالا را كه پيوسته است سر آن‌ها به سر استخوانهاى سينه [ و ] « اضلاع صدر » نامند كه مجموع از هر دو جانب ، چهارده باشند . و دو [ دندهء ] وسطى آن هفت ، بلندتر و بزرگ‌تر . و پنج كه دو طرف آن هر دواند ، اندك كوتاه‌تراند . و اين اضلاع ، ميل نموده‌اند اوّلًا به سوى اسفل ، پس اندك برگشته‌اند به سوى فوق و متّصل به قَصّ شده‌اند ؛ تا آن كه اشتمال آن‌ها بهتر و امكنهء آن‌ها وسيع‌تر باشد . و داخل شده است سر هر يك از آن‌ها - كه دو زايده است - در دو نقرهء غاير در هر جناحى از فقرات ، و حادث گشته است از آن مفصلى مضاعف . و همچنين [ است ] مفاصلِ عظام عليا از عظام قصّ ؛ يعنى بر سر هر ضلعى از آن هفت ضلع ، دو زاويه - يعنى دو گوشه - برآمده . و در آن ، نقره [ اى ] غير غايره - يعنى اندك گودى - است كه در آن [ نقره ] سر استخوان‌هاى فقرات صدر ، ارتكاز و استقرار يافته‌اند براى استحكام . و باقى اضلاع : ده ديگر از اضلاع خلف كه « اضلاع زور » نامند ، متّصل‌اند به پنج فقرهء باقى از فقار ظهر - از هر جانبى پنج - و كوتاه‌تراند و به تدريج كوتاه گشته‌اند ؛ كه ضلع آخرين اقصر از همه است و لهذا آن را « ضلع قَصرى » نامند . به سر هر يك [ از اضلاع زور ] ، غضروفى اتّصال يافته ؛ براى آن كه : مأمون و محفوظ