محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
127
خلاصة الحكمة ( فارسى )
نمايد و متخلّق به اخلاق نبى و متمثّل به پدر اولى خود باشد كه : تو كه آدم زادهاى چون او نِشين جملهء ذرّات را در خود ببين امّا [ از جهت دوم ] - انتفاع طبيب به اين فنّ از جهت عمل - : نيز ، بر چند وجه است : اوّل : آن كه بشناسد مواضع اعضاء را ؛ تا آن كه تواند ادويهء موضعيه را هر يك به جاى لايق خود وضع نمايد ؛ مانند اضمده و اطليه و نَطولات و كمادات و محاجم « 1 » و فَصد و كَى و سَل و بَطر « 2 » و غيرها ؛ تا آن كه به زودى اثر ادويه به عضو مؤوف مخصوص برسد و نفع آن به اسرع زمانى ظاهر گردد و خطا و خطر واقع نشود . دوم : بشناسد مبادى شُعَبِ اعصاب و عروق و مفاصل و استخوانها را تا آن كه تواند ادويه را بر مبادى آنها استعمال نمايد تا انتفاع آنها به زودى ظاهر گردد و آن كه چون مبادى اصلاح يافتند بواقى كه فروع آناند بالتبع اصلاح مىيابند . سوم : آن كه بشناسد هيأت اعضاء را و هيأت مفاصل را « 3 » كه اگر از جاى خود به در روند ، به جاى خود تواند آورَد و هر آفتى كه به هر يك برسد ، به حدّ لايق آن تواند اصلاح نمود . چهارم آن كه بشناسد اوضاع اعضاء و مواضع آنها را بعضى نسبت به بعضى ، تا آن كه در هنگام أعمال يد - از بَط و قَطع و سَلّ و كَى و غيرها - خطا واقع نشود و آفتى به اعضاء ديگر - مانند الياف و عضلات و اعصاب و عروق و غيرها - نرسد . و امّا [ از جهت سوم ] - انتفاع طبيب به اين فنّ از جهت استدلال - : نيز به چند وجه است :
--> ( 1 ) . الف : ( و محاجم ) حذف شده . ( 2 ) . ب : بط . ( 3 ) . ب : هيأت اعضاء مفاصل را .