محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
107
خلاصة الحكمة ( فارسى )
فايدهء تنصيف و تقسيم آن است كه : اگر آفتى و خللى به طرفى و موضعى از اقسام رسد ، طرف ديگر و اقسام ديگر محفوظ مانند . و ديگر آن كه هر يك مختصّ به قوّهاى و ادراكىاند و هر يك از آنها را كيفيتى خاصّ [ است كه ] ممدّ و معاون [ او ] است ؛ تا آن كه مختلط به هم نگردند و از هم ممتاز باشند ؛ چنانچه بيان هر يك به تفصيل - ان شاء اللّه تعالى - مىآيد « فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » « 1 » [ و ] « رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى » . « 2 » [ وجه تسميه و فايده حس مشترك ] : و آن را حسّ مشترك ازين جهت نامند كه حسّ و ادراك آن ، مشترك ميان هر پنج حسّ ظاهر و حواسّ باطن [ مىباشد ] و عامّ و شاملِ همه است . و حكم آينهء دو رو دارد ؛ يكى به طرف ظاهر و يكى به طرف باطن ؛ بلكه جميع حواسّ باطنه همين حكم [ را ] دارند كه در آن ، هم مدركاتِ ظاهره ، پرتو توانند انداخت و منطبع گرديد و آنها را ادراك نمايد و هم مدرَكات باطنه . و مدركات ظاهره ، حكم جواسيس آن دارند و آن ، حكم قاضى و حاكم و سلطان دارد و برزخى ميان حواسّ ظاهره و باطنه است كه در محكمهء قضا و اجراى حكم او ، جميع طوايف و اهل حوائج مختلفه از اطراف و اكناف حاضر و مجتمع مىگردند و هر يك ، اغراض و حوائج خود را عرض مىنمايند و آن ، مطالب هر يك ، هر يك « 3 » را دريافته ، به مناسبت هر يك حكمى خاص مىنمايد . و نيز حكم جاى « 4 » خراج ستان و وزيرى دارد كه خراج اطراف و اكناف مملكت را به واسطهء بايگان « 5 » و محصِّلان طلبيده [ و ] در خزانهء خود جمع و ذخيره مىگرداند ؛ جهت آن
--> ( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 14 . ( 2 ) . سورهء طه ، آيهء 50 . ( 3 ) . ب : ( هر يك ) دوم حذف شده . ( 4 ) . الف : جائى . ( 5 ) . الف : بايگان . ب : پايكان .