محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

104

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مخالطهء اجزاء . پس [ طبق قول دوم ] ، محسوس در حقيقت ، نفس رطوبت است بدون واسطه و قول اوّل اقوى است . [ قوّهء لمس ] : پنجم از آن پنج حسّ ظاهر ، قوّه لمس است . و موضع آن ، تمام جلد ظاهر بدن و اغشيه است و ليكن حسّ بعضى از بعضى زياده ؛ [ و ] جهت آن كه جلد بدن و اغشيه همگى مؤلَّف از تار و پودِ تارهاى عصبىاند و اعصاب همگى از دماغ روييده‌اند ، و جهت آن كه محسوسات آن ، مخصوص به عضوى دون عضوى نيست . و دليل اين ، ظاهر و بين است كه از فرق سر تا سرپنجهء پا ، همه متأثّر مىگردند از كيفيات ملايمهء مُلِذّه و مُنافره موذِيه ، و از شىء معتدل و شىء خارج از اعتدال . و اكثر لحوم كه تحت جلداند نيز [ اين تأثير را دارند ] ؛ به اعتبار اتّصال آن‌ها به جلد ، و به اعتبار دخول شظاياى عصبى در آن‌ها ؛ براى اتّصال‌ِشان به جِلد و عَظم ، و احساس به آفات داخليه تا مندفع گرداند از آن‌ها ، و براى آن كه مدد رساند به جلد اگر نقصانى به دو رسد و يا آفتى لاحق شود ، و اگر قدرى از آن زايل گردد ، قائم مقام آن باشد در ادراك ، و براى آن كه صيانت و محافظت [ مىنمايند ] اعضاء باطنهء شريفه [ را ] از ورود آفات و فضلاتِ رديه و ابخِرَهء فاسده و قائم مقام جلداند از خارج براى آن‌ها . از شأن آن است ادراكِ كيفيات ملموسه ؛ از حَرارت و بُرودت و رطوبت و يبوست و ملاسَت و خُشونت و لين و صُلب و غيرها . و بعضى ، خِفّت و ثِقل را نيز شامل نموده‌اند . [ فايده ] : احتياج حيوان و انسان بدان زياده است از محسوسات ظاهريهء ديگر ؛ براى وصول كيفيات مذكوره ، دايم بدان‌ها و رسانيدن موذيات و منافرات ، خود را بدان . و لهذا ، حكيمِ على الاطلاق - جَلَّ شَأنُه - جميع انواع حيوانات را به كسوت جلد مُخَّلَع