محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

85

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و اين ثمر ، شيرين بالقوّهء است ؛ يعنى ممكن است كه بگردد شيرين بالفعل ؛ يعنى سياهى و شيرينى ، كامنِ مخفى در آن هر دو و بارز و ظاهر گردند و نطفه ، علقه و علقه ، مضغه و مضغه ، عظام و به ترتيب ، جنين و روح درو دميده ، زنده و طفل شود و تولّد يابد و جوان و پير شود « 1 » ؛ يعنى در هر مرتبه ، امكان فعليت و ظهور قوّهء مخفى كامن در آن است و ممكن است كه انسانِ جاهل و غير كاتب ، عالم و كاتب گردد ؛ زيرا كه در قوّهء امكان نطفهء انسانى آن ، امورِ علم و صنعتِ كتابت است [ و ] همچنين ساير صنايع و صفات و كمالاتِ كامنهء بالقوّهء آن . پس ، از « قوّه » صفت مؤثّر در غير و اقتدار بر صدور افعال به قدر امكان خواستند . و دليل وجود قوّه در بدن انسان آن است كه به حسب جسميت ، با ساير اجسام و ابدان مساوى و مشارك است و مع هذا ظاهر مىگردد از او آثار مختلفه و افعال شاقّه كه از ديگران ممكن نيست ظهور و صدور آن‌ها . و همچنين انسانِ كامل نسبت به انسانِ ناقص ، و ظهور معانى و حقايق و كمالات و معجزات از كامل به حكم آيهء كريمهء « قُلْ انّما انا بَشَرٌ مِثْلُكُم يوحى الَى أنَّما الهُكُم الهٌ واحِد » ، « 2 » سند آن . و علّت جدايى و فصل مميز و خاصّهء انسان همين است . پس آن قوّه ، خالى از آن نيست كه يا حالّ است در بدن و يا مفارق . و مفارق نمىتواند بود ؛ از جهت آن كه نسبتِ آن امر با بدن مانند نسبت آن است به ساير اجسام ؛ پس لا محاله حالّ است در آن . [ تقسيمات قوا ] : و تأثير آن قوّه ، يا به جهت بقاى شخص است و يا به جهت بقاى شخص با نوع هر دو . امّا آن چه به جهت بقاى شخص است ، سه قسم است : قوّه نفسانيه ، و قوّه حيوانّيه ، و قوّه طبيعيه ؛ به دليل آن كه :

--> ( 1 ) . الف : چون پير شود . ( 2 ) . سوره كهف ، آيه 110 .