محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
80
خلاصة الحكمة ( فارسى )
به وجهى ديگر ، اعضاء يا « رئيساند » و يا « خادم رئيس » و يا « مرئوس » و يا « نه رئيس و نه مرئوس و نه خادم رئيس » . و « رئيسه » ، به حسب بقاى شخص سهاند : « قلب » و « دماغ » و « كبد » . و به حسب بقاى نوع ، همان سه با « انْثيان » ؛ زيرا كه يا مبدأ قواى فاعلىاند كه محتاجٌ الَيهايند در بقاى شخص و يا در بقاى نوع ؛ مانند قلب كه مبدأ روح و قوّهء حيوانى و حيات است ، و دماغ ، كه مبدأ روح و قوّت نفسانى و حسّ و حركت است ، و كبد كه مبدأ روح و قوّهء طبيعى و تغذيه و تنميه است ، و انثَيان كه مبدأ توليد مادّهء مثل است . و اينها را اعضاء رئيسه نامند . و يا مُمِدّ و معاون و متمِّم « 1 » آن اعضايند ، و اينها را « خادم رئيس » گويند . و خادم [ خود بر دو دسته است ] : [ اوّل ] : يا مهيىء است براى عضو رئيس ؛ مانند : ريه براى قلب ، و معده از براى كبد ، و آلات غذا براى كبد ، و طبقهء شبكيه براى دماغ ، و اوعيه منى براى انثَيان . [ دوم ] : و يا مؤدّى و رسانندهاند ؛ مانند شرائين قوّهء قلبى را ، و اوَرده قوّهء كبدى را ، و اعصاب قوّه دماغى را ، و احليل انثَيان را ؛ كه مىرسانند آنها را به محالِّ مخصوصهء هر يك . و [ اعضاء ] ، يا نه مبدأ قوّهء فاعلى و نه ممدّ آناند . و اينها را اگر قابلِ فعل رئيساند ، مرئوس گويند ؛ مانند لحم ، و اگر نه قابل باشند ، نه رئيس و نه مرئوس و نه خادم ؛ مانند عظام و غضاريف و لحومِ غير حسّاسه . و گفتنِ اين اعضاء را « غير قابل فعل رئيس مطلقا » ، شايد بى تأمّل باشد ؛ زيرا كه اگر قبول روح و قوّهء حيوانى و نفسانى و طبيعى ننمايند - مطلقا - و غذا بدانها نرسد ، بايد كه نشو و نما نيابند و حال آنكه نشو و نماى آنها ظاهر است ، كو آثار قبول روح و قوّهء حيوانى و نفسانى در آنها از جهت كمال ضعف ، ظاهر نباشد . تفصيل اعضاء مركّبه در ركن دوم در بيان تشريح - ان شاء اللّه تعالى - خواهد آمد با فوايد و منافع هر يك .
--> ( 1 ) . الف : متحم .