محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

62

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و فرق ميان اين دو قسم و صفراء محترقه آن است كه احراق در محترقه كم تر است - به حدى كه رنگ آن را متغير نگردانيده - و در اين دو قسم زياده [ است ] ؛ خصوص زنجارى ؛ چنان چه ذكر يافت . [ سوداء ] : و بعد از صفراء در فضيلت سوداست [ كه اين هم طبيعى و غير طبيعى است ] : [ طبيعى ] طبيعى آن ، آن است كه در كبد توليد يافته و رسوب و دُردى [ و ] ته نشينِ خون جيدِ محمود باشد و طعم آن ، ترشِ با عفوصت بسيار [ است ] . [ غير طبيعى ] و غير طبيعى آن ، سودايى است كه حادث از احتراق سوداء خود و يا اخلاط ديگر باشد و اين سوداء غير طبيعى حادث از احتراق سوداء را « مرّهء « 1 » سوداء » نامند . و مختلف مىباشد حال آن در ردائت به حسب هر خلطى كه متولّد از آن است ؛ مثلًا : آن چه متولّد از احتراق خون است ، ردائت آن كم تر . و آن چه از صفراست ، ردائت آن زياده [ است ] ؛ به سبب سرعت نفوذ و حدّت و لذع و فساد ؛ و ليكن اين [ نوع از سوداء غير طبيعى ] ، قبول علاج و دفع - به سبب لطافت مادّه - به سرعت مىنمايد . و آن چه متولّد از بلغم - خواه رقيق و خواه غليظ - باشد ، در ردائت و ضررْ كم‌تر [ است ] ؛ به جهت رطوبت مادّه و كسر حدّت آن ، و لكن به سبب لزوجتْ بطى التحليل است . و آن چه متولّد از سوداء رقيق است ، ردائت آن زياده از سوداء غليظ و قبول علاج زودتر مىنمايد . و آن چه متولّد از سوداء غليظ [ است ] ، به سبب غلظت مادّه [ اش كه ] بطيء الغليان و متشبّث [ و ] چسبيده به اعضاء « 2 » [ است ] ، و عاصى از نضج و تحليل و قبول دفع و علاج است . [ [ اسباب ايجاد هر يك از اخلاط اربعه ] : ] و بدان كه هر يك از آن اخلاط اربعه را چهار سبب است :

--> ( 1 ) . الف : مراره . ( 2 ) . الف : اعضاء .