محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

47

خلاصة الحكمة ( فارسى )

صدور اندك افعالى . و دندان‌ها بالتّمام مىرويند . و دوم را « سنّ صَبّى » نامند . و آن ، تا سه سال ديگر [ است ] ، بعد از نهوض و پيش از افتادن دندان و استحكام و صلابت استخوانها و اعضاست . و دندان‌هاى شير [ ى ] كه در سنّ يك دو سالگى تا سه سالگى روئيده‌اند ، تمام نيفتاده و به جاى آن دندان ديگر نروئيده . سوم را « سنّ ترعرع » گويند . و آن ، بعد از استحكام و صلابت استخوان‌ها و اعضاء و روييدن دندان‌هاى جديد است و پيش از [ سن ] « رهاق » كه بلوغ و حلم نامند . و علامت آن ، روييدن موى صلب است بر عانه ، و تغير آواز و ظهور اندك نشان « شقاقى » بر سر بينى و بلند شدن استخوان حلقوم است و ديدن خواب‌هاى شيطانى و محتلم شدن و آن ، به حسب اختلاف در ذكور از سال سيزدهم تا چهاردهم است و در اناث ، از سال نهم تا دهم . چهارم را « سنّ رهاق » و « بلوغ » خوانند و آن از چهارده سالگى يا پانزده سالگى تا بيست و يك سالگى است تا آن كه بروت و ريش او برويد . پنجم را « سنّ فتاء » نامند . و آن ، از بيست و دو سالگى تا بيست و هشت سال است كه ابتداء « سنّ وقوف » است . و بعضى به چهار قسمت به چهار « اسبوع » كرده‌اند يعنى هر « هفت » [ سال ] را قسمتى اعتبار نموده‌اند : اسبوع اول ، همان « سنّ حداثت » و تزايد است و ظهور كمالات و افعال آن همان است كه ذكر يافت . اسبوع دوم ، « سنّ صبّى » و « ترعرع » است . و ظهور افعال و كمالات درين همان امورى است كه در آن هر دو ذكر يافت . اسبوع سوم ، « سنّ رهاق » و « بلوغ » است ، به دستور . اسبوع چهارم ، « سنّ فتاء » است ؛ نيز به همان قسم از ظهور و صدور افعال و كمالات لايقه بدان . دوم ، آن كه رطوبت و حرارت غريزيه ، هر دو به حدّ توسط و تعادل‌اند . و در اين هنگام طبيعت از نما باز مىايستد و آن را « سنّ شباب و وقوف » نامند زيرا كه آن حرارت ،