محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

37

خلاصة الحكمة ( فارسى )

سؤال : اگر كسى گويد كه : مقرّر و ثابت است كه هر يك از عناصر در حيز خوداند و در غير حيز خود ، بدون قاسرى و مانعى ، قرار و آرام ندارد ؛ پس چگونه با هم مجتمع گشته تركيب يافتند ؟ و قاسر چه بود ؟ ! جواب : مىتوان گفت : چون اين‌ها به [ سبب ] حركت افلاك و تأثير كواكب و اشعّه آن‌ها دايم در تحريك و تبديل و انقلاب به يكديگراند و در [ اين ] بين باهم تركيب و امتزاج نيز مىنمايند و مواليد به هم مىرسند . و اين‌ها نيز ، دايم در تحليل و تركيب‌اند ؛ با بقاى نوع خود و تبديل اجزاء . سؤال : اگر كسى گويد كه در هر ممتزجى و تركيبى چهار كيفيت بايد براى چهار فعل . و در تركيب هوا با خاك ، چهار كيفيت موجود است ؛ پس چه احتياج به نار و ماء است ؟ ! جواب : آن است كه بايد در هر يك از آن ، چهار قوا بالاستقلال باشند ؛ تا باهم فعل و انفعال نموده ، مصدر و فاعلِ اثرى گردند . و حرارت و رطوبت هوا و برودت و يبوستِ ارض ، هر يك به تنهايى ، تقويت و استقلال ندارند تا به مماثل خود ، تقويت و تعاضد نيابند . و مماثل هوا در حرارت ، نار است و مماثل آن در رطوبت ، ماء . و مماثل يبوستِ ارض ، نار است به يبوست خود . و مماثل آن در برودت ، ماء ؛ پس هر چهار بايد ؛ تا تركيب حاصل گردد و افعال و آثار ، بر آن‌ها مترتّب شود . و مراد از « منفعله » آن است كه : منفعل از فاعله گردد و در فاعله فعلِ چندان نكند ؛ نه آن كه در مثل خود فعل نكند ؛ يعنى در منفعل ديگر . مثلًا ، رطوبت در يبوست فعل مىكند و يبوست در رطوبت ، و با هم فعل و انفعال مىنمايند و مؤثّر و متأثّر مىگردند . [ علل خواص گوناگون اركان اربعه : ] و علّت گرمى آتش : گرم نمودن اشياء سرد است ، و جمع اجزاء متشاكلهء مُتَّفِقِه ، و إحراق و تفريق اجزاء غير متشاكلهء قابلهء « گرم و متفرّق شدن » . و علّت خشكى آن : خشك نمودن رطوبات ، و استحالهء اشياء رطبه است ؛ چنان چه رطوبت هوا را تجفيف نموده ، مستحيل و منقلب به خود مىگرداند بلا واسطه ، و آب را به واسطه . و ديگر ، قبول و ترك أشكال است به دشوارى .