ملا محمد مهدى بن على نقى شريف

171

زاد المسافرين ( فارسى )

سازند و در وقت حاجت يك مثقال آن را با گلاب بنوشند و اگر يك روز در ميان تا سه دفعه هم بدهند شايد . و فقير چنين اسهالى را كه با تهبّج باشد و از دادن قابضات تهبّج و تب شدت مىكرد به اين سفوف كه از تراكيب يكى از آباى فقير است و فقير آن را مسمّا به سفوف سده كرده‌ام ، علاج كردم . و بالجمله در سدّ كردن اسهال كه با تب يا تهبّج يا هر دو باشد ، دوايى به اين سفوف نمىرسد و به جهت اطفال ادعاى دوا در اين سفوف مىتوان كرد ؛ نهايت تميز و تشخيص اين مراتب منوط به رأى طبيب است و ذكرش چنان‌چه سابقا مذكور شد ، براى آن است كه ناظرين در اين رساله راه علاج داشته باشند و تب دق را با اختلاف آن با معالجه تبهاى خلطى بدانند و اگر عمل طبّى هم بكنند بر صواب و خطاى آن مطلع شوند و اگر مضطر شوند يا اينكه خود معالجه نمايند ، فى الجمله بصيرتى داشته باشند كه خطاى فاحش نكنند ؛ و من اللّه الاعانة فى التّوفيق فى كل الامور . اورام و بثور چون ذكر مجموع اينها لايق به حال اين رساله نيست به ذكر دو فرد از آنها كه كثير الوقوع و تشخيص و علاج آن‌ها بدون حضور طبيب ، ميسر است پرداختيم . [ شرى ] يكى شرى است و آن عبارت است از دانه‌هاى كوچك بسيار كه در ظاهر جلد به هم مىرسد و مايل به سرخى است و گاه در ميان آن‌ها دانه‌هاى بزرگ مىباشد و چندان از گوشت فرورفته نيست و خارش بسيار مىدارد و اكثر اين