ملا محمد مهدى بن على نقى شريف

149

زاد المسافرين ( فارسى )

اتّفاق افتد بعد از تبهاى ديگر است كه ماده آن محترق شده ، منتقل به اين تب شده است . علاجش ، معالجه آن تب سابق با معالجه ربع داير مذكور است . اما ربع داير آن نيز كم اتّفاق مىافتد كه ابتدا به هم رسد ، بلكه غالبا مسبوق تبهاى ديگر مىباشد . علامتش آن است كه يك روز نوبه است و دو روز نيست و در روز چهارم از نوبه سابق باز نوبه به هم رسد و لرز در اين تب در اول مرض بسيار كم مىباشد و هرچه كهنه‌تر شود لرز شديدتر مىشود و آن نشان نضج ماده و ازالهء مرض است . و ديگر سرما در اين تب بسيار شديد است و در اول نوبه گويا استخوانهاى بدن شكسته مىشود و مفاصل تمام وجع برمىدارد و تب بسيار شديد نمىباشد هرچند از تب بلغمى شديدتر است اما به حد صفراوى نيست . و مدت نوبهء اين تب غالبا يك شبانه روز است و اكثر اين است كه از ابتداى آفت سپرز ، ورم و صلابت سپرز مىباشد و با علامات غلبهء هر خلطى كه باشد چنان‌چه در تب آن مذكور شد ، معلوم مىشود كه ماده محترقه از آن خلط است . علاجش اين است كه در اوايل ، بلكه تا شش روز متعرض اين تب نشود ، زيرا كه ماده اين تب مشكل النضج است و قبل از نضج متوجه دفع شدن ، ضررهاى عظيم دارد ؛ لهذا بايد به مدارا سلوك نمايند و از مولدات سودا ، مثل بادنجان و عدس و بقول و چيزهاى شور و نمكسوده و گوشت قديد و پنير كهنه و ساير مولدات سودا و اغذيهء غليظه احتراز نمايند و به حسب هريك از انواع سودا كه مورث اين تب شده ، در اصلاح و نضج آن كوشند . و چنانچه اگر احتراقى از صفرا يا خون به هم رسيده باشد ، علامتش علامت غلبهء صفرا و خون است چنان‌چه در تب صفراوى و دموى مذكور شد . بايد كه مداومت به خوردن سكنجبين و عرق كاسنى و عرق شاهتره و آب