ملا محمد مهدى بن على نقى شريف

14

زاد المسافرين ( فارسى )

اللّه و سلامه عليهم اجمعين - « يا راجع المريض الى الطبيب و آنس الحبيب الى الحبيب » . اما بعد ؛ چنين گويد گم گشته ديار سرگردانى و مبتلاى رنج هيچ ندانى ، الواثق باللّه اللطيف ، محمد مهدى بن على نقى شريف - عفى اللّه عنهما - كه چون دوست روحانى و برادر ايمانى صاحب نسب شريف و حسب منيف ، مستجمع كمالات صورى و معنوى ، الصديق الخليل ، ميرزا محمد اسمعيل - حفظه اللّه العزير الجليل - در اين اوان مقرون به فتن و حدثان از وطن مألوف گريزان و اكثر اوقات را مصروف به سير در بلدان مىدارد و از اين داعى خواهش نمود كه رساله‌اى ترتيب دهد متعلق به آنچه مسافر را در حفظ صحت بدن ، در سفر و تدبير در احتراز در حضر ، ضرورت است و اشعار به معالجهء بعضى از امراض كه بدون حضور و رجوع به طبيب تشخيص آن مقدور و تدبير در رفع آن ميسّر است نمايد ، و به خصوص بعضى از امراض كه اكثر اوقات مزاج انسان را انحراف از جانب اعتدال به جانب آن‌ها واقع مىشود فى الجمله بسطى داده در ذكر اسباب و علامات و معالجات آن‌ها اهتمام مىنمايد كه بدون مراجعت به اطبّا ، تواند تدبيرى نمود . لهذا با عدم استطاعت و قلّت بضاعت در اين صناعت ، با تشويش حال و توزع بال و ابتلاى به دهر خوّان و فتن زمان كه هرگز زمانى و بيانى نداده ، به مثل آن نشان « و منه المشتكى و الى اللّه المستعان » امتثال امر ايشان نموده تسويد ورقى چند نموده بر در خود نشانيد . اگر عذرم پذيرى نيست پر دور * كه مشهور است المأمور معذور مأمول از ناظرين آنكه به عين اصلاح ملاحظه فرموده بر هر غلطى - كه ملازم طبع انسان خصوصا سجيه اين نادان است - مطّلع شوند ، در اصلاح آن